جبار آذین
اوس محمود دیروز نزد من آمد تا کتاب فیلمنامه یعقوب لیث نوشته مسعود جعفری جوزانی را که برای مطالعه برده بود، پس دهد. از فیلمنامه خیلی خوشش آمده بود و می‌گفت، اگر تبدیل به فیلم شود، شاهکار خواهد بود.
به او گفتم: این فیلمنامه هم مانند فیلمنامه‌های کورش کبیر و پوریای ولی و… جوزانی پشت درِ نگاه منافع و سلیقه و ابتذال محور نامسئولان سینما گیر کرده و مخالفان آزاداندیشی و ملی و مردم‌گرایی مانع تولید سینمایی و تلویزیونی آن‌ها شده‌اند.
او که از دانستن این مسائل پکر شده بود، گفت: چرا به تولید فیلم‌های دری وری به اصطلاح کمدی اجازه ساخت می‌دهند و یا تلویزیون یک سریال ضدملی و بودجه بر باد ده به نام پایتخت ۷ می‌سازد و اعصاب و روان ملت را بهم می‌ریزد و به طور آشکار به شعور ملت اهانت می‌کند، اما از همکاری برای تولید کورش کبیر و پوریای ولی سرباز می‌زند؟ آخر این چه مثلا سریالی است که از اول تا آخر آن، همگی دست در جیب اسپانسر دارند و برای آن ملیجک‌ بازی درمی‌آورند؟!
سریال بی‌سر و تهی که نه مخاطب را سرگرم می‌کند و نه از هنر نشان دارد و نه اینکه محتوایش به درد ملت می‌خورد.
برایم جالب بود، اوس محمود داشت مانند کارشناس‌ها درباره پایتخت حرف می‌زد و در واقع آنچه می‌گفت، حرف‌های اکثر تماشاگران این سریال بود.
به او گفتم: بعد از تولید و پخش فصل سوم این سریال نوشتم و گفتم، تاریخ مصرف پایتخت به پایان رسیده است و نتیجه ادامه کشدار آن، هدر دادن پول ملت است، اما از آنجا که در مملکت ما گوش شنوا وجود ندارد و نامدیران و نامسئولان سینما و تلویزیون هم مانند همقطاران خود در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ناشنوا و نقد و اصلاح‌ ناپذیرند و آنچه برایشان مهم است، منافع و حفظ مقام و موقعیت است، پایتخت با چسبکاری و روده‌درازی در داستان و ساختار و محتوا ادامه یافت تا اکنون که…
گفت: آقا خیلی بد است، بازیگران سریال در یک نمایش مسخره، محصولات اسپانسر را تبلیغ می‌کنند و بعد در طول سریال با معلق‌بازی، سعی می‌کنند که مثلا طنازی کرده و مردم را سرگرم کنند. من و خانواده پیشترها، فصل‌های قبلی آن را کم و بیش تماشا می‌کردیم، اما حالا تا این سریال شروع می‌شود، تلویزیون را خاموش می‌کنیم و بچه‌ها به اتاقی دیگر می‌روند تا سریال‌های ترکیه‌ای ببینند. آقا، بدون تعارف، تلویزیون ما شده پشم شیشه، با تولید و پخش این قبیل سریال‌ها، مردم را از سیما زده کرده و ماهواره‌بین نموده‌اند. در اصل، تولیدات بد سینما و تلویزیون، مردم را به سوی ماهواره‌ها سوق داده‌اند. راستش پریشب که داشتم همین پایتخت را با زجر و رنج تماشا می‌کردم به قدری ناراحت شدم که به خودم گفتم، فردا بروم تلویزیون و یقه جبلی رئیس صدا و سیما را بگیرم و بگویم، این چرندیات چیست که با پول ما ملت تولید می‌کنید…؟
گفتم:خون خودت را کثیف نکن
در این کشور نرود میخ آهنین بر سنگ و فریادرسی نیست.
شما اگر تا کنارِ درِ تلویزیون هم می‌رفتی، چون خودی و نورچشمی نیستی راهت نمی‌دادند افزون بر این، هیچ نیازی نیست برای انتقاد و اعتراض که برای آن‌ها بی‌اهمیت است به صدا و سیمای انحصاری و اسپانسری بروی، همین اندازه که نظراتت را به من گفتی، کافی است، چون حرف‌هایت منعکس خواهد شد و مردم و هنرمندان و رسانه‌ها و خود تلویزیونی‌ها خواهند دید و خواند.
گفت: دلم می‌خواست می‌رفتم تلویزیون و یقه جبلی و مقدم و تنابنده و بقیه را می‌گرفتم و…
برای اوس محمود و خودم لیوانی شربت ریختم و با میل آن، سعی کردیم تلخی‌های مملکت و سینما و تلویزیون و پایتخت و… را برای دقایقی از یاد ببریم.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *