بانی‌فیلم: در تاریخ سینمای ایران، هنرپیشه‌های بزرگی آمدند، ماندند و رفتند. دوران تلألوی عده‌ای کوتاه و زودگذر بود و زمان درخشش برخی مداوم، طولانی و ماندگار.
اگر بخواهیم از ابتدای دوران ورود صنعت سینما به ایران فهرست‌وار، نام هنرمندانی را مرور کنیم که هر کدام دوره‌ای داشتند و سالیانی را در صحنه حاضر بودند، شاید تعداد بازیگران مطرح آن سال‌ها، نه زیاد باشد و نه چندان به چشم‌ ‌آیند. البته بودند آنانی که علاوه بر فعالیت هنرپیشگی، دستی هم در کارگردانی و تهیه‌کنندگی داشتند، مانند زنده‌یادان عبدالحسین سپنتا یا مجید محسنی.
در واقع از دهه سی دوران درخشش ستاره‌های سینما آغاز شد؛ ناصر ملک‌مطیعی به عنوان جوان اول سینمای آن سال‌ها، گام‌های نخست محبوبیت‌اش را برمی‌داشت.
محمدعلی فردین هم که از اواخر دهه سی و پس از کنار گذاشتن ورزش قهرمانی کشتی، با شمایلی دوست‌داشتنی، ستاره ماندگار دنیای فیلم و سینما شد و سینمای ایران را از یوغ آثار بالیوودی درآورد و شمایل جاودان دنیای هنرپیشگی ایران شد.

بهروز وثوقی هم که کار بازی‌ را از اوایل دهه چهل شروع کرده بود، صرف نظر از «اکت»‌های منحصربه‌فردش در برخی فیلم‌های تجاری، چندان جایگاه قابل اعتنایی نداشت و در اواخر دهه چهل، این مسعود کیمیایی و «قیصر»ش بود که او را ستاره‌ای ماندنی کرد و تا مرتبه‌ای اسطوره‌گونه او را بالا برد. وثوقی با «طوقی»، «رضا موتوری»، «خاک»، «بلوچ»، «گوزنها» و «سوته‌دلان» شخصیت سینمایی‌اش را تثبیت کرد و کلاس بازیگری‌اش را ارتقا داد.

سعید راد دیگر هنرمندی که شمایلی دیگر از سینمای معترض را به نمایش گذاشت، با «تنگنا»، «صبح روز چهارم»، «صادق کرده»، «دادشاه»، «سفر سنگ» و… توانست به یکی از اسطوره‌های پردوام سینمای ایران بدل گردد.
در سال‌های میانی دهه چهل و اوایل دهه پنجاه، جمع دیگری از اهالی تئاتر هم بودند که سهم‌شان از سینمای ایران آن روزها، تنها حضور در فیلم‌های عمدتاً هنری بود که تلاش داشتند خلاف جریان رایج سینمای ایران حرکت کنند؛ «گاو»، «آقای هالو»، «دایره مینا» و… از این جمله بودند که زنده‌یاد عزت‌اله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان و جمع دیگری از اهالی تئاتر را روی پرده سینماها آوردند.

در میان اهالی تئاتر چند نفری هم بودند که ستاره اقبال‌شان این مجال را به آنها نداد تا در سینمای پیش از انقلاب هنرشان را بنمایانند و استعدادهای‌ خود را نشان دهند؛ زنده‌یادان خسرو شکیبایی و هادی اسلامی از این گروه بودند. برای هادی اسلامی بازی در فیلم‌های پس از انقلاب، تعیین‌کننده مسیر بازیگری‌اش بود و برای خسرو شکیبایی راهگشا.
خسرو شکیبایی البته که به واسطه حضور‌ در فیلم‌های داریوش مهرجویی، خط و راه سینمایی‌اش، سمت‌وسویی جدای از دیگر هنرپیشه‌ها پیدا کرد.
او که تا پیش از آن در تعداد از فیلم‌های متوسط سینمایی -به جز «خط قرمز» کیمیایی که توقیف شد- هم بازی کرده اما آن فیلم‌ها چندان در خط‌وربط دادن به مسیر بازیگری‌ شکیبایی تاثیر نداشتند. اتفاقی که با «هامون» مهرجویی، برای شکیبایی رخ داد، همانی بود که باید می‌افتاد!

شیوه بازیگری خسرو شکیبایی بعد از «هامون» برای سال‌ها، هدایت‌گر جریان بازیگری مبتنی بر دیدگاه‌های روشنفکرانه شد. این اتفاق برای شکیبایی چنان اهمیت داشت که درخشش ستاره دوران هنرپیشگی او را برای سالیان سال تضمین کرد. بازی شکیبایی در «کاغذ بی‌خط» ناصر تقوایی و «حکم» مسعود کیمیایی، ادامه مسیر درست بازیگری‌اش بود.
شکیبایی برخلاف برخی از بازیگران که تا به موفقیتی دست می‌یابند، حصاری دور خود می‌کشند و مرزهایی را تعیین می‌کنند که امکان هیچ نوآوری دیگری به آنها نمی‌دهد، تنها در قالب «هامون» باقی نماند. تنوع نقش‌هایی که خسرو شکیبایی در سینما و تلویزیون ایفا کرد، گواهی بر توانایی‌های هنرپیشگی این هنرمند پراحساس در آفرینش و ارایه نقش شخصیت‌های مختلف است.
زنده‌یاد شکیبایی، در باورپذیری نقش‌هایش چنان موفق بود که شاید تنها فصل مشترک میان آن نقش‌ها گی متنوع، «تُن» صدای او بود!
امروز هشتادویکمین سالروز تولد خسرو شکیبایی‌ست که عفریت مرگ عمرش را در ۶۴سالگی گرفت. مرگی ناباورانه که شوک بزرگی به جامعه سینمایی ایران وارد کرد.
چه بسا اگر مرگ مجال بیشتری به او می‌داد، امروزه گنجینه و کلاس هنرپیشگی سینما و تئاتر ایران، غنای بیشتری می‌یافت و بایگانی تصویری این هنرها، قطعه‌های ارزشمند بیشتری را در خود جای می‌داد…
روحش شاد باشد…

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *