المیرا ندائی

الیزابت اسپارکل (با بازی درخشان دمی مور/Demi Moore)-یک ستاره سینمای هالیوود که روزگاری به عنوان برنده جایزه اسکار شناخته می‌شد اما اکنون به فراموشی سپرده شده است، در پنجاهمین سالگرد تولدش، به طور ناگهانی توسط تهیه‌کننده‌اش هاروی (با بازی دنیس کواید/Dennis Quaid)، از برنامه تلویزیونی طولانی‌مدت ایروبیک خود، به دلیل بالا بودن سنش، کنار گذاشته می‌شود.
الیزابت با این کنار گذاشته شدن، دچار فروپاشی روانی شده و در حالی که حواسش به بیلبوردی از خود که در حال پایین آوردن است، ماشین‌اش منحرف شده و تصادف می‌کند.
در بیمارستان، یک پرستار جوان به طور پنهانی یک فلش‌درایو به او می‌دهد که تبلیغ یک داروی غیرقانونی به نام «ماده/The Substance» را می‌کند؛ دارویی که وعده می‌دهد نسخه‌ای «جوان‌تر، زیباتر و کامل‌تر» از خود را به فرد می‌دهد.
الیزابت که کنجکاو و ناامید است، «ماده» را سفارش می‌دهد و سرم فعال‌کننده تک‌بار مصرف را تزریق می‌کند.
بدن جدید، که خود را سو/Sue می‌نامد، پس از امتحان برای جایگزینی الیزابت و در نهایت پیشنهاد هاروی برای میزبانی برنامه معتبر شب سال نو شبکه، به یک پدیده شبانه تبدیل می‌شود. در حالی که سو زندگی با اعتماد به نفس و لذت‌گرایانه‌ای را سپری می‌کند، الیزابت به یک آدم منزوی که از خود نفرت دارد تبدیل می‌شود.
«ماده/جوهره» فیلمی در ژانر علمی-تخیلی و ساب ژانر ترسناک جسمی*، به نویسندگی و کارگردانی کوآلی فارژا / Coralie Fargeat فیلمساز زن فرانسوی است که برای اولین بار در فستیوال فیلم کن۷۷ به نمایش درآمد و در بخش مسابقه، برنده‌ی بهترین فیلمنامه‌ی سال شد.
«ماده» دومین اثر بلند سینمایی فارژا -بعد از فیلم موفق انتقام/Revenge (۲۰۱۷)- در سه رشته بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه‌ی غیراقتباسی و بهترین کارگردانی نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۲۵ شده است.
‏«ماده»، فیلمی است که با الهام گرفتن از عناصر هایپررئالیسم (Hyperrealism/ واقع گرایی افراطی)، با انگیزه‌ی فشارهای اجتماعی‌ای که بر بدن زنان وارد است، ساخته شده.
فاراژ فیلمنامه‌ی The Substance را طی مدت دو سال نوشت و تیمی برای تولید مشترک این فیلم ۱۴۱ دقیقه ای در کشورهای فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده تشکیل داد.فیلم‌برداری اصلی در فرانسه ۱۰۸ روز به طول انجامید.
طراحی گریم های پروتزی این فیلم توسط پیر اولیویه پرسین (طراح لباس و گریم اهل فرانسه) انجام شده است. جلوه های ویژه مکانیکی**/Mechanical Special Effects در The Substance به وفور استفاده شده اند که شامل لباس‌ها، عروسک‌ها، مانکن‌ها، و شات‌های اضافی می باشند. از منظر سینماتوگرافی، فیلمبرداری بنجامین کراکِن اسکاتلندی، خیره کننده است. در آثاری که با جلوه های صنعت سرگرمی درهم تنیده، رنگ ها و نورها نقشی کلیدی ایفا میکنند. فیلم «ماده»، نورپردازی چشمگیری دارد و به یک انفجار رنگی شبیه است. نورپردازی فیلم بر مبنای پالتی هدفمند، نمادین و معناگرا چیده شده است. در واقع، این شفافیت لنزهای دوربین و اشباع حداکثری رنگهای آبی، زرد، قرمز، سفید و صورتی است که چشم مخاطب را به یک فانتزی اغراق‌آمیز هالیوودی خیره می‌کند.
دومین امتیاز سبکی متمایز «ماده»، موسیقی الکترونیک آن است؛ اثری برجسته از موزیسین بریتانیایی رافرتی که با تبحر در خدمت روایت است و قطعات مونتاژگونه‌ی «ماده» را -که ماهرانه تدوین شده‌اند- به هم پیوند می‌زند، و از این طریق ایده‌ی علمی-تخیلی بودن قصه را به زبان موسیقی ترجمه میکند؛ تم‌های افکتیو مختصری که از ملودی، فرسنگ‌ها دور می‌ایستند و بعضأ به آژیر خطر شبیه می‌شوند. موسیقی رافرتی با موتیف‌های بصری «ماده» و داستانگویی مینیمال آن تناسب دارند و تصمیم خلاقانه‌اش در جهت استفاده از ریف‌های پرسروصدای موسیقی متال طی سکانس برنامه‌ی شب سال نو، صدای جنون موقعیت را می‌سازد.
پیامی که The Substance در تلاش برای انتقال به مخاطب است و به خوبی از عهده آن برمی آید، یادآوری این دو نکته است که استانداردهای زیبایی زنانه پوچ هستند، و سلبریتی بودن مخرب است. «ماده»، آینه را به زنها برمیگرداند. تندترین انتقاد در مورد ظاهر نیست، بلکه در مورد چگونگی نگاه کردن زنان به خود در آینه است، و تأثیری که این نگاه بر نگرش آنها نسبت به حقیقت وجودیشان دارد. این فیلم به اندازه کافی یک آینه است که نارضایتی ما، احساس ناامنی درونمان، و خشم ها و ترس های پنهانمان را درباره خودمان آشکار می کند. معروف بودن، دیده شدن، شنیده شدن، موفق و درخشان بودن و محبوبیت، همه چیز اینجاست. هیچ چیز مانند آینه نیست که به ما یادآوری کند که چه چیزی در زیر این نامداری نهفته است.
و اما انتقادات وارده به تازه ترین اثر کوآلی فارژا:
– ایده‌ ی «ماده»، ایده ای قدیمی و کاملاً بی‌چالش در مورد تأثیر ظاهر بیرونی زنان بر جهان درونشان است. روایتی که نه تنها از قهرمانش حمایت نمی‌کند، بلکه به نحو هجوآمیزی عدم عزت نفس و سطحی نگری او را به سخره می‌گیرد.
– فارژا در تلاش است تا مخاطب را به این باور برساند که صنعت سرگرمی، الیزابت را استثمار کرده است، اما او علاقه ای به زیر سوال بردن همدستی الیزابت در “استثمار” خودش ندارد، زیرا این به معنای زیر سوال بردن ماهیت وجودی الیزابت است، قهرمانی به شدت سطحی که دامنه ی خلاقیت و تفکرش فراتر از استقبال گرم از این “استثمار” نمی‌رود، و هیچ پیچیدگی و عمیقی برای این کاراکتر اصلی لحاظ نشده است.


– این فیلم به فرهنگی می‌پردازد که در آن جامعه به ظاهر و جایگاه اهمیت غیرضروری می‌دهد، و جوهر درونی کاملأ مغلوب هیجانات بیرونی است؛ به ویژه در مورد تعالی و جوانی.
افراد مشهور اغلب به عنوان اقلامی در نظر گرفته می‌شوند که به دلیل ظاهر یا شیوه زندگی‌شان به نمایش گذاشته می شوند. این غیرانسانی شدن در مولفه های فیلم منعکس می شود؛ جایی که بدن به محل ناامنی از ترس تغییر تبدیل می شود.
– تجلیل از توهمات، انسانیت زدایی از افراد مشهور، و تحقیر درونی زنان در اثر بالا رفتن سن، از دیگر مولفه‌های کلیدی محتوایی این اثر جنجالی و زن ستیز هستند که نمی‌توان به راحتی از کنارشان عبور کرد.
تمایل منتقدان برای قرار دادن آثار هنری در جعبه های خوب/بد یا سیاه/سفید، قابل درک است. اما منطقه‌ی خاکستری اغلب جایی است که ماندگارترین آثار هنری از آن سرچشمه می گیرد.
همانطور که مردم احساسات خود را در مورد طیف گسترده ای از مسائل اجتماعی و تفاوت های ظریف پیرامون آنها بررسی می کنند، باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از چیزها بسیار پیچیده تر از آن چیزی هستند که به نظر می رسند. همچنین باید به خاطر داشت که هنر اغلب محصول زمان خود است و هنرمندانی که از طریق احساسات قوی خود کار می کنند ممکن است چیزی خلق کنند که تجزیه و تحلیل یا درک آن با در نظر گرفتن جغرافیا و تأثیر اقلیم بر جهان بینی افراد، پیچیده تر از تصور باشد.
* ژانر ترسناک جسمی: قلمروی درونیِ انسان، سرزمینی است فتح‌نشده‌، با مرزهایی که دیوارهای «جسم» تحمیل می‌کنند؛ اما «میل» -به عنوان حاکم پنهان این سرزمین- بشر را پیوسته به تلاش برای تجاوز به مرزها و فرو ریختن دیوارها، فرامی‌خواند. تلاشی که همیشه با درد، خون‌ریزی، دگردیسیِ فاجعه‌بار ظاهری یا حتی مرگ همراه است.
**جلوه های ویژه مکانیکی: جلوه‌های ویژه مکانیکی که به‌آن‌ها جلوه‌های عملی یا فیزیکی نیز گفته می‌شود، تکنیک‌هایی هستند که به‌صورت واقعی ضبط می‌شوند. این جلوه‌ها معمولا توسط اشیاء مکانیکی، ماکت‌ها، صحنه‌سازی، مدل‌ها، آتش‌بازی و جلوه‌های جوّی ازقبیل ایجاد جلوه‌های باران، باد، مه، ابرهای فیزیکی و برف ایجاد می‌شوند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *