بانیفیلم: عبدالرضا کیانی یا همان مازیار خواننده موسیقی پاپ که اجل مهلتش نداد و در ۴۵ سالگی از دنیا رفت، در میان نسل جوان دهه پنجاه طرفداران زیادی یافت و خوش درخشید.
زندهیاد مازیار این بخت را داشت که با یکی از مهمترین آهنگسازان موسیقی ایران یعنی جهانبخش پازوکی، مواجه شود و همین آهنگساز و شاعر، پلههای موفقیت و شهرت را برای او ساخت و مسیر خوانندگی را برایش هموار کرد.
«ماهیگیر» و «کبوتر» در میان موسیقی پاپ آن سالها، از متفاوتترین آهنگهایی بود که به سرعت مورد توجه مردم قرار گرفت؛ این دو آهنگ مانند برخی از آثار فرهاد، در سالهای بعد از انقلاب هم بارها و بارها از رادیوی جمهوری اسلامی پخش شد.
کشف او در یک مسابقه استعدادیابی در سال ۱۳۵۴ مسیر آینده او را مشخص کرد؛ صدای گرم و متفاوت، توانایی در اوج خواندن و مهارت مازیار در موسیقی مقامی، او را از دیگران متمایز کرده بود. اگر شرایط ادامه فعالیت برای او مهیا میشد و وقفهای ۱۵ساله باعث نمیشد این خواننده بیحاشیه در محاق برود، قدر مسلم امروز شاهد آثار متنوع و ماندگاری از این هنرمند بودیم.
ایسنا در گزارشی به بهانه سالگرد کوچ غریبانه مازیار مروری بر زندگانی هنری او داشته و پرسیده؛ «چرا مازیار هیچگاه ترک وطن نکرد؟»
پاسخ به این پرسش اگرچه لازم است به زمینههای مختلف زندگانی او توجه شود، اما خواندن ترانه «ایران، ایران» توسط مازیار، پاسخ درستی به دلایل ماندگاری او باشد، دلایلی چون تعلقات قلبی و احساس پاک وطن دوستانه… آنهایی که در ترانهاش میگفت: «ایران، ایران، سرم روی تن من/ نباشه گر که بیگانه بشه، هموطن من…
۱۶فروردین، بیستوهشتمین سالگرد کوچ مازیار است.
یادش مانا و روحش شاد باشد.
گزارش ایسنا را بخوانید:
۱۶فروردینماه، بیست و هشتمین سالگرد درگذشت «مازیار» است. خوانندهی پاپی که از سال ۱۳۵۹ بدون دلیل مشخصی به حاشیه رفت، اما هیچگاه حاضر به ترک وطنش نشد.
به گزارش ایسنا، «عبدالرضا کیانینژاد» معروف به «مازیار» اول تیرماه ۱۳۳۱ در بابل متولد شد. او از سنین پایین به موسیقی علاقه داشت و در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ وقتی یک دانشآموز دبیرستانی بود، به دوستانش گفت: «شک نکنید، من یک روز خواننده معروفی خواهم شد.» او بعدها در یکی از مسابقات هنری دانشآموزان که به داوری محمد نوری برگزار شده بود، توانست رتبهی نخست را بین دانشآموزان سراسر کشور کسب کند.
زندهیاد محمد نوری – خوانندهی پیشکسوت – دربارهی آشناییاش با مازیار گفته بود: «اولین آشنایی من با مازیار، مربوط به زمانی بود که او سن کمی داشت و در مسابقات هنری دانشآموزان کشور شرکت کرده بود. در آن دوران، من داور این مسابقات بودم که مازیار از من رتبه بسیار خوبی گرفت. صدای او لطافتها و ظرافتهایی داشت که آن را بسیار دوستداشتنی میکرد.»
مازیار برای تحقق رویای کودکی و اجرای فعالیتهای هنریاش در ۱۶سالگی به تهران آمد تا بتواند کار در فضاهای حرفهای را تجربه کند. جهانبخش پازوکی که بهطور تصادفی در یکی از اجراهای او حضور داشت، با شنیدن صدای مازیار به او پیشنهاد همکاری داد. نام هنری «مازیار» را نیز همین آهنگساز برای او انتخاب کرد.
حاصل این همکاری ترانههایی مانند «ماهیگیر» و «کبوتر» بود که از محبوبیت برخوردار شدند. موفقیت این ترانهها زمینهی همکاری مازیار را با برخی استادان رشتهی آهنگسازی مانند بابک بیات، محمد شمس، عماد رام، ناصر چشمآذر و تورج شعبانخانی فراهم کرد.
تسط او بر آوازهای مقامی منطقهی مازندران، بخش دیگری از شخصیت هنری مازیار را تشکیل میداد. خیلیها معتقدند، یکی از دلایل موفقیت او همین تسلطش بر ردیفها و موسیقی مقامی است که او را متمایز میکند.
مازیار تا سال ۱۳۵۷ بهعنوان یک خواننده مطرح فعالیت داشت و آن سالها روزهای پرکاری را میگذراند؛ اما از سال ۱۳۵۸ به بعد از فعالیتش کاسته شد. او از سال ۱۳۵۹ بدون دلیل مشخصی به حاشیه رفت.
با وجود فراهم بودن شرایط برای اقامت مازیار در خارج از کشور، او هیچوقت مایل به مهاجرت نبود. همسر این هنرمند دربارهی دلبستگی مازیار به سرزمین مادریاش گفته است: «مازیار همواره معتقد بود آثاری که پیش از انقلاب تولید کرده، کاملا قابل دفاع و ارزشمندند و لزومی به ترک کشور نمیدید.»
حدود سال ۱۳۷۳ آلبوم «گل گندم» از او انتشار یافت اما در همان سال توقیف شد. گفته میشود، پخش این آلبوم اتفاق ناگواری برای مازیار بود و مازیار نفع مادی از انتشار این آلبوم نبرد، زیرا این اثر بدون اجازه این هنرمند منتشر شده بود و او یک روز وقتی در پارک نشسته بود، صدای خود را از بلندگو شنید. او به سمت کیوسک فروش آلبوم رفت و با اثر خودش مواجه شد که از انتشار آن خبر نداشت.
۱۶ فروردین سال ۱۳۷۶ در حالی که این هنرمند در آستانهی ۴۵سالگی، در حال کار روی آلبوم جدیدش بود، براثر سکتهی قلبی و مغزی در گذشت. این خواننده که به قول تورج شعبانخانی صدایی مخملی داشت، در امامزاده طاهر (ع) دفن شد.
بدون دیدگاه