10:10

‎پرداختن به ریشه و اساس هنر نقالی، با توجه به فراز و نشیب‌‏های متفاوت آن و نبود مستندات خاص، تلاشی است طاقت‌‏فرسا، اما از آنجا که بشریت همیشه دنبال تحول در زندگی و جغرافیای خود بوده و تلاش می‌کرده از اطراف و اکناف خود با خبر باشد هنر نقالی به وجود آمده و رشد کرده است.
‎به کزارش ایسنا، بدیهی است، در اعصار کهن با توجه به پراکندگی اقوام در فلات ایران و وجود ابتدایی‌‏ترین شکل زندگی انسان‏‌ها، هنر نقالی افرادی خوش ذوق و خوش‏ صدا را به سوی خود جلب کرد تا اتفاقات و وقایع پیرامون جنگ‌‏ها و دلاوری‌ها و رشادت‌های پهلوانان و افراد خاص را به گونه‌ای مهیج برای مردم تعریف کنند تا هم دلنشین و سرگرم ‏کننده باشد و هم مقدمه‌‏ای باشد بر ترویج نقل‌های حماسی؛ از این رو هنر نقالی پا گرفت.
‎محمد ناصری، پژوهشگر نمایش‌های آئینی در خصوص پیشینه هنر نقالی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: به رغم بروز داستان‏‌ها و افسانه‏‌های مختلف و نقل‏‌های حماسی نمی‏‌توان تا قرن ششم منابع محکمی از چگونگی اجرا و شفافیت لازم در حوزه نقالی پیدا کرد.
‎وی اظهار کرد: گرچه گاهی با منابعی برخورد می‌کنیم اما تعریف شاخص با یک چارچوب مستند پیدا نمی‌کنیم تا اینکه در قرن نهم به اثر محکم و ذی ‏قیمتی به نام فتوت‌‏نامه سلطانی متعلق به حسین واعظ کاشفی معروف به ملاحسین کاشفی اهل سبزوار می‌رسیم که به طرز محققانه‏‌ای شرایط اجرا، مکان و ساخت و نقل را به تفسیر بازگو می‌‏نماید و به بسیاری از ابهامات این هنر پاسخ می‏‌دهد.
‎وی بیان کرد: تقریباً از همین دوره است که به منابع مختلف و سفرنامه‏‌های متعدد بر می‏‌خوریم و می‌‏توان اذعان داشت شاه اسماعیل صفوی از نخستین کسانی است که حمایت از این هنر را سرلوحه قرار داد تا آنجا که به عنوان شیوه‏‌ای برای مداحی اهل‏ بیت بهره جست و چنان در میان عوام و سنت‌‏ها و فرهنگ‌‏های شفاهی ریشه گرفت و در گوشه‌ گوشه قصه‏‌ها چون اسکندرنامه، مختارنامه و … به جنبه‌‏های حماسی و شیعی جای گرفت که نقل سیاوش و نقاشی‏‌های قهوه‌‏خانه‌‏اش در هنگام عبور از آتش را با پرچم نصرمن ‏ا… می‌‏بینیم.
‎ این پژوهشگر نمایش‌های آئینی ادامه داد: از همین دوران است که وقتی منظومه‏‌ها و افسانه‌‏ها در کنار مذهب آمیخته می‌‏شوند راویان و مجریان نقل روایات و قصص را به نثر تبدیل و طومار را پدید آوردند و رفته ‏رفته وزین شد و سبک‌‏های اولی همچون بحر طویل، بحر تقارب و … پدیدار و طومار را به کمال رسانید.
‎وی با بیان اینکه هنر نقالی در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و قدیمی‌ترین شکل بازگو کردن قصه‌ها و داستان‌های حماسی است، گفت: با رشد این هنر و باز شدن جای پای او در قهوه ‏خانه‌‏ها و میادین و لحن‌‏های متفاوت نقالان، موسیقی، جایش را در معرکه‏‌گیری‏های این هنر پیدا کرد و شد پایه‏‌ای دیگر و جداناپذیرِ این هنر و با آمدن موسیقی و تفکیک لحظات، تحولی شگرف در نقل نقالان انداخت.
‎نقالی قدیمی‌‏ترین شکل هنرنمایشی
‎در این میان باید نقال فنون و ابزار قصه‌‏ها را بلد می‌بود و به شمشیربازی، نبرد، آئین پهلوانی، بیان احساس غم و شادی، فنون نظامی، آگاهی می‏‌داشت و اگر جز این بود دیگر نمی‌‏توانست ارتباط بین وقایع را برای مخاطبانش شرح دهد. علاوه بر این باید کاملاً به دستگاه‌‏های موسیقی مسلط می‏‌بود از این رو نقالی یک حرفه شده بود و نمی‏‌شد قصه فرسایی کرد.
‎یک کارشناس ادبی در خصوص هنر نقالی به ایسنا گفت: کسی که می‌خواهد هنر نقالی را اجرا کند باید شناخت کامل از این هنر داشته باشد، باید جای پهلوان احساس، منش و غم و شادی او را داشته باشد و جای دشمن منش و خصوصیات او را، تفکیک شخصیت‏‌های نقل و نوع بیان، مبارزه، غم و شادی حتی موسیقی نقالی که کجای داستان سه‏‌گاه بخواند، کجا همایون، شور، ابوعطا، عراق و چهارگاه مثلاً در خوان چهارم، رستم و زن جادوگر نقال باید سه‏‌گاه بخواند یا در موقعیت سوزِ سیاوش دشتی، شور و سه‏‌گاه بخواند، مهم است.
‎جواد روشندل با بیان اینکه به جرأت می‏‌توان گفت، نقالی قدیمی‌‏ترین شکل هنر نمایشی آن هم به صورت یک نفره است، به تحول ساختاری این هنر اشاره کرد و افزود: از دوران صفوی تا قاجاریه نقالی به عالی‏‌ترین شکل خود دست یافت و با رواج مراسم شبیه‏‌خوانی و گسترش حالات نمایشی در این مراسم نقالان را به تأسی وا داشت.
‎وی بیان کرد: اگرچه شبیه‏ خوانی فاکتورهای زیادی را از نقالان قرض دارد اما جهش قابل توجه در تکامل نقالی به خصوص در جلوه‏‌های نمایشی آن پدید آمد. به عنوان مثال استفاده از عصایی که در دستان پرتوان نقال به نام من تشاء جا باز می‏‌کند که در موقعیت‌‏های مختلف نقل چون نیزه، کمان، تازیانه، چوب دستی، موکب با دستان پر توان کاراکتر، چرخش چشم‌‏ها در حدقه، خشم و نفرت پهلوان را با کلام او هماهنگ و طنین برق‌‏آسای صدا و زیر و بم موسیقی، حال و هوای متفاوتی را به تناسب در مخاطب ایجاد می‏‌کند و شکوه یک نمایش را با ساختاری مختص به صحنه می‏‌کشد.
‎وی در خصوص مضمون‌ها در نقل گفت: در نقل‏های دینی ـ مذهبی، قصه‏‌ها به گونه‏‌های مختلفی، اعتقاد جامعه را مورد پرورش قرار می‌‏دهد و از تم‏‌های قرآنی و احادیث و روایات جوهر اصلی قصه را می‏‌سازد، مانند نقل ضامن آهو در خراسان و … بداهه‏‌سازی و داستان‏‌پردازی به موازات اصل قصه از ویژگی‏‌های این گروه نقل‏‌ها است.
‎روشندل تصریح کرد: در این گونه،‏ بسیاری از شاخ و برگ‌‏های قصه چون کرامات و حتی معجزات را بر اساس ذائقه عوام می‏‌چینند و مشکلی هم در اصل قصه ایجاد نمی‏‌شود.
‎وی افزود: گروهی دیگر اخلاقیات را به عنوان پیام اصلی انتخاب می‏‌کنند، دین‌داری، تقوا، احسان، مدارا با مردم، نمونه بارز آن عاشقی‌‏های شمال و جنوب خراسان هستند. استفاده از معنویات دستمایه گروه دیگر از این شاخه است، چون حکایت وساطت امام رضا نزد صیاد.
‎این کارشناس ادبی عنوان کرد: بخش دیگر از نقل‏‌های این گروه در رابطه با زندگی افراد خاصی است که در این راه از تعلقات دنیوی گذشته و در لباس فقر و زهد دوران می‏‌گذارند. نمونه داستان ابراهیم ادهم، امیری که به دلخواه دست از قدرت برداشت و سر به بیابان‏ گذاشت.
‎وی با بیان اینکه آخرین بخش این گروه استفاده از حکایات اولیاء یا افرادی که در راه دین اسلام مجاهدت کردند، است، به نقل‌های پهلوانی پرداخت و افزود: نقل، سرگذشت و حماسه آفرینی‏‌های قهرمانانی است که به لحاظ گرفتن حق و حقوق طبقه ضعیف جامعه به مبارزه برخاسته و معجزه‌‏آسا پیروز می‏‌شوند.
‎روشندل اذعان کرد: نقالان این قهرمانان را به فراخور مردمان مناطق فراز و نشیب می‌‏دهند به گونه‏‌ای که حتی شکست آنان را به طرز پیروزمندانه‏‌ای به پایان می‌‏برند. از ویژگی‌‏های این ‏گونه نقل‏‌ها، پهلوانان هیچ‏ گونه ویژگی منفی نداشته و سرنوشت‏‌شان تراژیک است اگرچه برخی از این‏‌ها یاغی و غارت‏گر بودند اما چون در مقابل حکومت‏‌های ظالم قرار می‏‌گرفتند و مبارزه می‏‌کردند دستمایه نقالان قرار می‏‌گرفتند و رفته‏ رفته نقاط کور آنان پوشیده و مبارزات‏‌شان برجسته می‌‏شد. چون ننه‏ گل، محمد رئیس‏علی دلواری، میر قنبر، کوراغلو و. …
‎وی به نقل‏‌های تاریخی و اسطوره‏‌ا اشاره کرد و گفت: این گروه عموماً به روایات منابع اولی و تاریخ اسطوره‏ای سرزمین می‏‌پردازند. زندگی سرداران، سلحشوران و پهلوانان که برای حفظ منابع سرزمین و وحدت ملی جان‌فشانی کرده یا سیاست‏مدارانی که با درایت، مردمان را نجات می‏‌دادند؛ دستمایه اصلی قصه است که نقالان از این منابع استفاده می‏‌کردند.
‎این کارشناس ادبی با اشاره به نقل‏‌های غنایی افزود: عام‌‏ترین و گسترده‌ترین نوع نقالی، نقل‏‌های غنایی است که در تمام نواحی ایران یافت می‏‌شود؛ با خصوصیات نوع فرهنگ‏‌ها و اقوام‌‏های ایرانی و فولکورهای سرزمین‏‌هاست که منشاء بسیاری از آنان برگرفته از ادبیات شفاهی، مکتوب و ملی و شماری مهم از قصه‏‌پردازی بومی و منطقه است.
‎وی اظهار کرد: ویژگی‏‌های تمامی این‏ گونه نقل‏‌ها دارای دو شخصیت اصلی عاشق و معشوق است. گره اصلی این‏ گونه قصه‏‌ها، ناملایماتی است که گریبان‏گیر عاشق می‏‌شود و نمی‏‌تواند به معشوق برسد که در واقع درام نقل را می‏‌سازد و بیشتر به تراژدیک ختم می‏‌شود.
‎روشندل اظهار کرد: نقطه بارز این‏ گونه نقل‌‏ها با توجه به دانش و شعور و ذوق هر منطقه تنظیم و در برخی مناطق تا حد زیادی مبتذل و شیرین می‏‌شود چون شیرعبدا…جان، ورقه و گلشا در خراسان، لیلی و مجنون، رعنا.
‎و در انتها اگر مسئولین مرتبط توجه به این امر نمایند چه راحت می‌‏شود ارزش حماسه‏‌ها، پندیات و اخلاقیات را با کمترین امکانات و بودجه در مراسم و مناسبت‌‏ها با این شیوه هنری جذاب به مخاطب عرضه داشت تا این‏ گونه به فراموشی سپرده نشود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *