نشست رونمایی و تحلیل دو کتابِ فیلمنامه «گورخَر» و «ماهیِ آزاد» بهقلم ایران انتظام در سالن استاد امیرخانی خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش رسیده روابط عمومی خانه هنرمندان، سحرعصرآزاد منتقد سینما در این نشست گفت: «وقتی فیلمنامه «گورخر» را خواندم، حسرت خوردم بابت اینکه در سینمای ایران چقدر با فقر ژانر مواجه هستیم. بدون اینکه در مورد این فیلمنامه، کامل صحبت کنم، اما به فضای آن اشاره میکنم که در یک ناکجاآباد، قصهای روایت میشود که در فضاهای ذهنی و سوررئال حرکت میکند. متاسفانه سینمای ما در طول این چند دهه، در محدوده چند ژانر خاص حرکت کرده و به تعبیری درجا زده است.»
جواد طوسی منتقد پیشکسوت سینما در ادامه افزود: «خانم انتظام در فیلمنامه «گورخر» کلاژی از سبکهای مختلف را در اثر جاری کرده است. جدا از فضای سوررئالی که گروتسک را تداعی میکند، گاهی اوقات نوعی رئالسیم جادویی را هم میتوان در متن دید. میخواهم بگویم همه این موارد شاید خیلی حسی و غریزی از سوی نویسنده روی کاغذ آمده، ولی به یک تصنع تبدیل نشده است. آثاری از پرویز کیمیاوی را میتوان در این زمینه به عنوان الگو مطرح کرد و برخی از سکانسهای فیلمنامه «گورخر» من را یاد «تپههای قیطریه» انداخت.
سحر عصر آزاد در ادامه این نشست افرود: «این فیلمنامه به نوعی یک فیلم مهجور از بایرام فضلی (باز هم سیب داری) را هم برایم تداعی کرد. فیلمی که یک سال در جشنواره فجر نمایش داده شد و بعد خبری از آن نشد و سرنوشت فیلمسازی بایرام فضلی هم منقطع شد. یا یک فیلم از کریم لکزاده به اسم «شیرجه بزرگ» که سرنوشت مشابهی با فیلم بایرام فضلی پیدا کرد…»
بهمن کامیار فیلمساز و نویسنده از جمله سینماگران حاضر در این نشست بود که در صحبتهای کوتاهی گفت: «من هم وقتی فیلمنامه را خواندم به فضاسازیهای آقای کیمیاوی و ابراهیم گلستان فکر کردم. اما ساختار روایت و جهانی که خلق شده بود من را به یاد نمایشنامه «بانوی سالخورده» انداخت که یک نسخه سینمایی خوب در سال ۱۹۶۴ از آن ساخته شده است. و البته که ایران انتظام، جهان خودش را باورپذیر خلق میکند…»
او ادامه داد: «باید بپذیریم طی سالهای اخیر سینمای مستقل به طور تعمدی (از سمت نهادهایی که تولید را گران کردهاند) به سمتی رفت که توان تولید نداشته باشد و به نظرم این که فیلمنامههایی مثل «گور خر» و« ماهی آزاد» در شرایط فعلی سینمای ایران به تولید برسد، کار دشواری است.»
ایران انتظام در بخش بعدی نشست توضیح داد: «اساسا اقتباس را میپسندم چرا که فکر میکنم یک پشتوانه محکم و بزرگ برای فیلمنامهنویسی و فیلمسازی است. «بانوی سالخورده» نمایشنامهای بود که سال ۹۲ به من پیشنهاد شد و وقتی آن را خواندم، عاشقش شدم. این نمایشنامه پس ذهن من ماند و هرگز این متن دست از سرم برنداشت.»
او همچنین گفت: «تمام تلاشم را کردم و همچنان در این مسیر هستم که استقلالم را حفظ کنم. خودم باشم و در نوشتههایم دروغ نگویم.»

بدون دیدگاه