نقد و بررسی «Wicked/شرور» از منظر محتوا/ بخش نخست

المیرا ندائی
‏«Wicked» به کارگردانی جان ام. چو/Jon M.Chu و نویسندگی مشترک وینی هولزمن/Winnie Holzman و دانا فاکس/Dana Fox، اقتباسی سینمایی از موزیکال موفقی به همین نام است که در سال ۲۰۰۳ برای اولین بار توسط استیفن شوارتز/Stephen Schwartz و هولزمن به صحنه رفت؛ اقتباسی صحنه‌ای که خود بر اساس رمان Wicked: The Life and Times of the Wicked Witch of the West نوشته‌ی گریگوری مگوایر/Gregory Maguire ساخته شده است.
این رمان محبوب در سال ۱۹۹۵ چاپ شد و به وقایع سال‌های پس از ورود دوروتی گیل/Dorothy Gale به سرزمین اُز می‌پردازد. داستان، بازگویی جدید و متفاوتی از دنیای جادوگر شهر اُز است که در آن، مرزهای میان خیر و شر به چالش کشیده می‌شوند.
در ادامه، به تحلیل محتوایی این فیلم از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.

*بازتعریف مفهوم خیر و شر:
یکی از موضوعات اصلی فیلم، زیر سؤال بردن تعریف سنتی از خیر و شر است.
در روایت کلاسیک جادوگر شهر اُز، جادوگر شهر زمردین و گلیندا/Glinda- با بازی آریانا گرانده/Ariana Grande در نقش جادوگر خوب- نماد خیر، و الفابا/Elphaba – با بازی سینتیا اریوو/Cynthia Erivo در نقش جادوگر شرور- نماد شر معرفی شده‌اند، اما «Wicked»، این روایت را معکوس می‌کند و نشان می‌دهد که الفابا نه‌تنها شرور نیست، بلکه فردی بااخلاق و باوجدان است که توسط سیستم حاکم و افکار عمومی، شرور و پلید جلوه داده شده است. در مقابل، گلیندا که به‌عنوان جادوگر خوب شناخته می‌شود، در بسیاری از مواقع شخصیتی سطحی، خودخواه و مصلحت‌اندیش دارد که به‌جای ایستادگی در برابر بی‌عدالتی، خود را با ساختارهای قدرت وفق می‌دهد. در واقع، فیلم نشان می‌دهد که شر مفهومی نسبی دارد که می‌تواند توسط رسانه‌ها و قدرت‌های سیاسی بازتعریف شود.
الفابا تنها به این دلیل که از قوانین ناعادلانه پیروی نمی‌کند و در برابر ظلم می‌ایستد، تبدیل به جادوگر شرور می‌شود.
این پیام فیلم به‌خوبی با واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی قابل تطبیق است، جایی که افراد عدالت‌طلب یا مخالف سیستم‌های فاسد، اغلب به‌عنوان تهدید معرفی می‌شوند.

*پذیرش تفاوت‌ها و مبارزه با پیش‌داوری‌های اجتماعی:
یکی دیگر از محورهای اصلی داستان، مفهوم پذیرش تفاوت‌هاست.
الفابا به‌طور مادرزادی پوستی سبزرنگ دارد، چیزی که باعث می‌شود از کودکی مورد تمسخر و طرد شدن قرار بگیرد. او نه‌تنها از سوی همکلاسی‌هایش، بلکه حتی از سوی خانواده‌اش نیز مورد تبعیض قرار می‌گیرد.
در مقابل، گلیندا که از ظاهری مطابق با استانداردهای زیبایی برخوردار است، محبوب و مورد تحسین جامعه قرار می‌گیرد.
این تضاد، استعاره‌ای از تبعیض‌های اجتماعی، نژادپرستی و حتی استانداردهای زیبایی غیرواقع‌بینانه‌ای است که در بسیاری از جوامع وجود دارد.
فیلم به‌ خوبی نشان می‌دهد که چگونه جامعه می‌تواند افراد را بر اساس ظاهرشان قضاوت کند و چگونه این قضاوت‌ها می‌توانند مسیر زندگی افراد را تعیین کنند.
اما نقطه‌ی قوت داستان اینجاست که الفابا اجازه نمی‌دهد که این تبعیض‌ها او را تعریف کنند. او به‌جای تلاش برای تغییر ظاهر خود یا جذب شدن در فرهنگ غالب، هویت خود را می‌پذیرد و حتی از تفاوتش به‌عنوان نقطه‌ی قوت استفاده می‌کند. این پیام، به‌ویژه برای مخاطبان جوان که درگیر یافتن هویت شخصی خود هستند، بسیار الهام‌بخش است.

*نقش قدرت و فساد در کنترل جامعه:
فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه قدرت می‌تواند افراد را فاسد کند و چگونه سیستم‌های حکومتی از رسانه و تبلیغات برای حفظ موقعیت خود استفاده می‌کنند.
جادوگر بزرگ شهر اُز، که در ابتدا به‌عنوان یک شخصیت مهربان و دانا معرفی می‌شود، در واقع چهره‌ی اصلی سیستم سرکوبگر سرزمین اُز است.
او برای حفظ قدرت خود، الفابا را به‌عنوان یک تهدید معرفی می‌کند و از شایعات و ترس عمومی برای سرکوب او استفاده می‌کند.
این جنبه از داستان، بازتابی از واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی است که در آن، حکومت‌ها و رسانه‌ها می‌توانند با کنترل اطلاعات و روایت‌ها، مردم را به‌گونه‌ای هدایت کنند که دشمنان واقعی خود را نشناسند. فیلم نشان می‌دهد که حقیقت اغلب قربانی منافع قدرت‌های بزرگ می‌شود و آن‌هایی که سعی در افشای این حقیقت دارند، شیطان‌صفت جلوه داده می‌شوند.

*دوستی، رقابت و خیانت:
رابطه‌ی میان الفابا و گلیندا یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین جنبه‌های داستان است.
در ابتدا، این دو نفر به‌عنوان دو هم‌اتاقی با تفاوت‌های شخصیتی و اجتماعی شدید معرفی می‌شوند. گلیندا سطحی، خودخواه و عاشق توجه است، در حالی ‌که الفابا جدی، مستقل و علاقه‌مند به عدالت است. اما در طول داستان، آن‌ها دوستی واقعی را تجربه می‌کنند و از یکدیگر چیزهای زیادی می‌آموزند. با این ‌حال، مسیر زندگی آن‌ها در نهایت از هم جدا می‌شود.
گلیندا برای حفظ جایگاه اجتماعی و احترام عمومی، تصمیم می‌گیرد خود را با قدرت‌های حاکم وفق دهد، درحالی‌که الفابا حاضر نیست اصول خود را قربانی کند. این انتخاب‌ها به خیانت تلویحی گلیندا نسبت به الفابا منجر می‌شود و شکاف میان آن‌ها را بیشتر می‌کند.
‏«Wicked» به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه دوستی‌ها می‌توانند تحت تأثیر جاه‌طلبی، فشار اجتماعی و انتخاب‌های شخصی قرار بگیرند. همچنین این سؤال را مطرح می‌کند که آیا حفظ روابط ارزش فدا کردن اصول اخلاقی را دارد یا نه.

*هویت و خودشناسی:
یکی دیگر از پیام‌های مهم فیلم این است که هویت واقعی ما، چیزی فراتر از تصورات دیگران درباره‌ی ماست؛ الفابا در ابتدا تلاش می‌کند تا تأیید جامعه را به دست بیاورد، اما در نهایت می‌فهمد که تنها راه رسیدن به آزادی و خوشبختی، پذیرش خود واقعی‌اش است.
در نقطه‌ی اوج داستان، او ترانه‌ی معروف Defying Gravity را می‌خواند که بیانگر تصمیم او برای رهایی از قید و بندهای اجتماعی و تبدیل شدن به فردی مستقل است. این لحظه، نه‌تنها نقطه‌ی تحول شخصیت الفابا، بلکه یکی از قدرتمندترین پیام‌های فیلم درباره‌ی اهمیت خودشناسی و پذیرش فردیت است.
فیلم Wicked در قالب یک داستان فانتزی و موزیکال، به این مفاهیم عمیق می‌پردازد؛
– نسبی بودن خیر و شر و اینکه تاریخ را پیروزها می‌نویسند.
– تبعیض و پیش‌داوری اجتماعی و اینکه چگونه جامعه می‌تواند افراد را صرفاً بر اساس ظاهر یا تفاوت‌هایشان قضاوت کند.
– قدرت، فساد و کنترل رسانه‌ای و اینکه چگونه حقیقت می‌تواند دستکاری شود،.
– پیچیدگی روابط انسانی و چالش‌های دوستی، رقابت و خیانت
– و اهمیت خودشناسی و پذیرش فردیت بدون نیاز به تأیید دیگران‌.
با این مضامین، «Wicked» تاکنون جوایز و افتخارات متعددی کسب کرده است.
این فیلم در مراسم جوایز هیات ملی بازبینی (National Board of Review) موفق به دریافت سه جایزه شده است:
بهترین فیلم، بهترین کارگردانی برای جان ام. چو، و جایزه ویژه برای همکاری خلاقانه بین سینتیا اریوو و آریانا گرانده.
همچنین، «شرور» در نود و هفتمین دوره جوایز اسکار ۲۰۲۵، در ده رشته نامزد دریافت جوایزی از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن برای سینتیا اریوو، و بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای آریانا گرانده است.
این فیلم در هشتاد و دومین دوره جوایز گلدن گلوب، جایزه دستاورد سینمایی و گیشه را کسب کرد و نامزد بهترین فیلم موزیکال یا کمدی نیز شد.
در سی‌امین دوره جوایز انتخاب منتقدان، «شرور» با یازده نامزدی، از جمله بهترین فیلم، پیشتاز بود و در نهایت جوایز بهترین کارگردانی، بهترین طراحی لباس و بهترین طراحی صحنه را از آن خود کرد. همچنین، این فیلم پنج نامزدی در سی و یکمین دوره جوایز انجمن بازیگران را دریافت کرده است، از جمله بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای جاناتان بیلی/Jonathan Bailey، بهترین گروه بازیگری، و بهترین گروه بدلکاری.
موفقیت‌های فیلم «شرور» در فصل جوایز نشان از آن دارد که این اثر درخشان فراتر از یک فیلم سرگرم‌کننده است و پیام‌هایی را منتقل می‌کند که می‌توانند مخاطب را به تفکر درباره‌ی مسائل اجتماعی و فردی وادار سازند.
در بخش دوم از نقد و بررسی «Wicked/شرور»، این اثر را از منظر فرم، تحلیل خواهیم کرد.
با ما همراه باشید!

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *