نگاهی به نخستین فیلمنامه‌ی سینمای ایران به بهانه‌ی روز ملی سینما


یادداشت/ جابر قاسمعلی

فیلمنامه‌ی “شاه ایران و بانوی ارمن” به گمانم باید نخستین فیلمنامه‌ی سینمای ایران باشد.
نویسنده؛ آقای ذبیح بهروز در انتهای دیباچه‌ی خود، تاریخ دوم اسفند هزار و سیصد و شش را قلمی کرده؛ سه سال پیش از اولین فیلم صامت ایرانی؛ “آبی و رابی”. اگرچه نشانی در دست نیست که آیا این فیلمنامه‌ بالاخره ساخته شد یا نه، اما وجود چنین متنی قطعا برای علاقه‌مندان سینمای ایران غنیمت است.
“شاه ایران و بانوی ارمن” اقتباسی‌ست از داستان خسرو و شیرینِ نظامی و رویکردی تاریخی ـ افسانه‌ای دارد.
خسرو پرویز در جشن شادخواری نوروز ـ که سران ممالک دیگر نیز دعوت‌اند ـ شیرین بانوی ارمن را می‌بیند و یک دل نه صد دل عاشق‌اش می‌شود. این درحالی‌ست که او مریمِ رومی را به زنی گرفته و از وی پسری به نام شیروه دارد.
خسرو پرویز که دل و دین از دست داده، از شاپور می‌خواهد شیرین را از ارمنستان به ایران باز آورد. شاپور به ارمن می‌رود و به حیلتی شیرین را به ایران می‌کشاند. اما خسرو برای نبرد با خان تاتاران به ناچار به بخارا عزیمت کرده. شیرین برای دیدار با شاه ماه‌ها منتظر می‌ماند.
همزمان فرهاد ـ که واله و شیدای شیرین است ـ به معشوق وعده می‌دهد قصری در دل کوه و در خور شیرین بسازد.
آوازه‌ی رسوایی این عشقِ ممنوع به گوش شاه می‌رسد و شاه دستور می‌دهد فرهاد را کَت بسته به نزدش آورند. خسرو کمر بسته به قتل فرهاد، به خواهشِ موبد از خون فرهاد می‌گذرد و او را آزاد می‌سازد.
فرهاد به شهر باز می‌گردد اما بدو خبر می‌رسد که شیرین را کشته‌اند. فرهاد طاقت نمی‌آورد و خود را می‌کشد و در واپسین دم، برابر شیرین که بر بالین‌اش حاضر شده، از عشق خود پرده برمی‌دارد.
شاه، شیرین را به نزد خود فرا می‌خواند تا در هنگامه‌ی نبرد با تاتاریان، با معشوق خوش باشد. تحمل این درد برای مریم؛ شاه‌بانو سخت است. مریم خود را می‌کُشد ولی از فرزند خود شیروه می‌خواهد انتقام این عهدشکنی را از پدر خود؛ خسرو بستاند. در صحنه‎‌ی پایانی شیروه پدر را می‌کشد اما خنجری نیز در قلب خود فرو می‌کند…

نویسنده در نگارشِ متن (چه در توصیف صحنه و چه در گفتار شخصیت‌ها) کوشیده زبانِ فاخرِ نظامی را لحاظ، اگرچه آن را دراماتیزه کند. با پرده‌بندی داستان، چنین به نظر می‌رسد متنِ ” شاه ایران ایران و بانوی ارمن” به نمایش‌نامه می‌ماند اما به واسطه صحنه‌های خارجی بسیار، می‌توان به روشنی گفت این متن (چنانکه نویسنده هم آن را برای سینما مناسب دانسته) یک فیلمنامه است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *