«نگاهی از پل» نوشته آرتور میلر، پس از ۶۰ سال روی صحنه می‌رود

10:26

نمایشی که پس از ۶۰ سال روی صحنه می‌رود
تهران- ایرنا- مدیر دوبلاژ کارتون «سندباد» گفت: نمایش «نگاهی از پل» نوشته آرتور میلر که در دهه ۴۰ توسط زنده یاد «پرویز بهرام» روی صحنه رفته بود، پاییز ۱۴۰۱ دوباره روی صحنه خواهد رفت.
ناصر ممدوح در گفت وگو با ایرنا و در توضیح کاری که این روزها مشغول انجام آن است بیان کرد: درحال تهیه مقدمات اجرای یک تئاتر هستم و به دنبال کسب مجوز آن رفته‌ام. این تئاتر در دهه ۴۰ (حدود ۶۰ سال پیش) توسط استاد زنده‌یاد پرویز بهرام روی صحنه برده شده است که من هم در آنجا نقشی داشتم.
وی افزود: حدود سه سال پیش و قبل از کرونا به این فکر کردم که خوب است برای بزرگداشت آقای بهرام و یاد ایشان و دیگر عزیزان این تئاتر را روی صحنه ببرم به همین دلیل کتاب نمایشنامه چشم اندازی از پل را خریدم و شروع به نوشتن و آماده اش کردم که به کرونا خوردیم.
مدیر دوبلاژ کارتون ماجراهای مارکو پولو (به ژاپنی: マルコ・ポーロの冒険 Marco Polo no Bouken ساخته شده از سوی دو شرکت مدهاوس و ام‌کی ۱۳۶۰) گفت: اما انشالله این نمایش از اوایل پاییز روی صحنه خواهد رفت؛ اسم این نمایش نگاهی از پل (چشم‌اندازی از پل نمایشی است از آرتور میلر که نخستین بار سال ۱۹۵۵ اجرا شد؛ این نمایشنامه را منیژه محمدی به فارسی برگردانده است) و قصه آن روایت زندگی فردی به نام ادی کاربنه است که باربر بندر است.
این هنرمند تاکید کرد: نمایش مضمونی درام-اخلاقی-عاشقانه دارد. من کارگردان و تهیه کننده اثر هستم و همان نقشی که ۶۰ سال پیش به عنوان راوی داستان داشتم را دارم.

سینما برای من حکم زنگ تفریح داشت
مدیر دوبلاژ کارتون ماجراهای سندباد با نام اصلی شب‌های عربی: ماجراهای سندباد (به انگلیسی: Arabian Nights: Sinbad’s Adventures فومیئو کوروکاوا ۱۳۵۴) گفت: این روزها مشغول کار در یک سریال مستند به نام باشگاه مبارزه طبیعت هستم که چهار قسمت یک ساعته دارد و درباره حیوانات و جانواران است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا سالهاست دیگر در سینما حضور ندارد، تاکید کرد: گفته ام که دیگر بازی نمی کنم چرا که کمرم درد می کند. البته دوست دارم بازی کنم اما کار خوبی که بخواهم جزوی از آن باشم هنوز به من پیشنهاد نشده است. از آخرین کارم در سینما بیش از یک دهه می گذرد و بیش از یک دهه است که دیگر بازی نمی کنم.
گوینده نقش آدم در فیلم سینمایی کتاب آفرینش (انگلیسی: The Bible: In the Beginning جان هیوستون ۱۹۶۶) اظهار داشت: البته حرفه اصلی من گویندگی فیلم است و پیش از این گفته بودم که سینما برای من حکم زنگ تفریح داشت. در کارهایی که در سینما و تلویزیون انجام دادم تنوعی را تجربه کردم و این فرصت برایم ایجاد شد تا از کارهایی که همیشه پشت میز داشتم فاصله بگیرم و کار تازه ای را انجام بدهم.
این هنرمند یادآور شد: کار گویندگی بسیار جذاب است؛ به شرط آن که فیلمی که قرار است جای شخصیت هایش حرف بزنی فیلمی خوب باشد؛ امروز متاسفانه این گونه نیست و فیلم ها دیگر مانند گذشته کارهایی قابل تامل و تقدیر نیستند. امروز کارهای خوب بسیار کم شده است.

عشق به سینما من را به گویندگی کشاند
گوینده شخصیت صورت آبی در سریال جنگجویان کوهستان (که در بین فارسی زبانان با نام لیانگ شان پو نیز شناخته می شود ایچیرو میاکاوا ۱۳۷۰) در توضیح اتفاق ورودش به دنیای گویندگی و دوبلاژ اظهار داشت: عشق به سینما من را به گویندگی کشاند؛ بسیار خجالتی بودم و وقتی در سن ۱۲ سالگی با پرده سینما آشنا شدم، عاشق سینما شدم؛ در آن دوران سناریویی تحت عنوان «نه مثل یک بیگانه» را نوشتم که قصه داستان خواهر و برادری را بازگو می کرد که ثروت کلانی داشتند، پدر و مادرشان را در یک سانحه هوایی از دست داده بودند، وکیلی به کارهایشان رسیدگی می کرد و عده ای سارق و غارتگر هم دنبال چپاول اموال اینها بودند و این دو هرجا می رفتند با هم می رفتند…
وی ادامه داد: پس از کلنجارهای بسیار این سناریو را با خودم نزد یکی از تهیه کنندگان معروف آن زمان مهدی میثاقیه بردم و با ایشان صحبت کردم که به من گفتند صدایت بسیار خوب است و چرا به سراغ دوبله نمی آیی؟
ممدوح گفت: ایشان بلافاصله اقای عطالله کاملی – (١٣٠٨ ـ۱۳۸۷) مدیر دوبلاژ برجسته و از گویندگان نامدار در عرصه صدا و دوبله فیلم – را صدا کردند و من تست دادم و از آنجا مسیر زندگی‌ام عوض شد.
گوینده شخصیت سرگرد در فیلم سینمایی دشمن پشت دروازه‌ها (به انگلیسی: Enemy at the Gates ژان-ژاک آنو ۲۰۰۱) گفت: دوبله دنیای جذابی است؛ وقتی جای یک نفر صحبت می کنید به آن شخصیت روح و زندگی می دهید. امروز فیلم ها دیگر شبیه گذشته نیستند و دیگر آن هنرپیشه ها، کارگردانان و سوژه ها وجود ندارند؛ آن زمان فیلم های عاشقانه مضامینی فرازمینی داشت.
وی ادامه داد: فیلمی مانند شکوه علفزار (به انگلیسی: Splendor in the Grass فیلمی درام محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی الیا کازان) را ببینید و با آثار امروز مقایسه کنید؛ فیلم های عاشقانه امروز ظاهری، سطحی و بی معنی است؛ عشق یعنی ایثار و گذشت. عشق واژه مهمی است که خیلی ها قدرش را نمی دانند. عشق ظاهر یک فرد نیست.
هنرپیشه سریال تلویزیونی اغما (سیروس مقدم ۱۳۸۶) گفت: وقتی به سینما آمدم داریوش فرهنگ مجموعه راه شب را می ساخت و من را برای نقش پژمان (گوینده رادیو) انتخاب کرد؛ کارهایم در عرصه فیلم و سریال خوب بود؛ مثلا کسانی که حتی تلویزیون نمی دیدند هم سریال اغما را می دیدند چرا که هرکس گوشه ای خود را در آن سریال یافته بود.
وی ادامه داد: مردم نقش دکتر نائینی (در سریال اغما- سیروس مقدم ۱۳۸۶) را باور کرده بودند؛ به صورتی که بارها در خیابان توضیح دادم که دکتر نیستم.
ممدوح اظهار داشت: گویندگی قید و بند بازی را ندارد من می توانم در راحت ترین حالت خودم پشت دستگاه ضبط صدا باشم اما برای بازی کردن گاهی یک شبانه روز برای گرفتن یک پلان وقت صرف می شود.

تنها صداست که می‌ماند
ناصر ممدوح (زادهٔ ۲۶ بهمن ۱۳۲۱) دوبلور، مدیر دوبلاژ و بازیگر ایرانی در ۱۹ سالگی به عشق بازیگری سینما شروع به نوشتن فیلمنامه کرد تا با کارگردانی و بازی در آن به سینما وارد شود، بعد نوشته اش رو نزد مهدی میثاقیه تهیه کننده برد؛ صدای خاص و گیرایش باعث شد میثاقیه پیشنهاد ورود او به دوبله را بدهد و اینطور شد که او را به عطالله کاملی گوینده مشهور معرفی کرد تا مسیری هنری ممدوح تغییر کند
یک سال زیر نظر عطالله کاملی دوره گویندگی را گذراند و از تجربیات بزرگانی چون منوچهر اسماعیلی، ژاله کاظمی، چنگیز جلیلوند و رفعت هاشمی استفاده کرد و سپس از سینما به تلویزیون و شبکه دو معرفی شد و اولین تجربه خود را با دوبله در سریال دکتر کیلدر بدست آورد.
وی در سال ۸۶ در سریال اغما در نقش دکتر نائینی چهره اش به شهرت رسید و در سال ۸۷ مسابقه بزرگ ۱۰۱ را اجرا کرد که در زمان خود موفق بود.
ناصر ممدوح پیش تر رئیس انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بود و بیشتر در زمینه دوبله فیلم‌های مستند فعالیت می‌کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.