ضرورت کسب معرفت علوی در کنار محبت علی از نگاه یک شاعر و منتقد ادبی


1400-05-07 12:59 ب.ظ

یک شاعر و منتقد ادبی از ضرورت کسب معرفت علوی در کنار محبت علی سخن گفت، نهج البلاغه را مرامنامه اعتقادی شاعران دانست و گفت: حضرت علی(ع) در چشم و دل نیما یوشیج بهترین الگوی زندگی بود و شعری با این مطلع سرود «گفتی ثنای شاه ولایت نکرده‌ام، بیرون ز هر ستایش و حد ثنا علی است».
رضا اسماعیلی به مناسبت عید غدیر در گفت و گو با خبرنگار معارف ایرنا به موضوع غدیر در شعر فارسی پرداخت و گفت: سنت غدیریه‌سرایی به صدر اسلام برمی‌گردد و می توان گفت غدیر، سرچشمه غدیریه سرایی است.
در واقع با ظهور اسلام در شبه‌جزیره عربستان، شعر مذهبی نیز پا به عرصه وجود نهاد و شاعران نامداری؛ چون حسان بن ثابت، کمیت اسدی، فرزدق، دعبل خزاعی، سید اسماعیل حمیری، ابوالاسود دوئلی، کعب بن زهیر، عمربن سالم و عبدالله بن غالب اسدی با تشویق و ترغیب پیامبر (ص) و خاندان رسالت دست به خلق و آفرینش آثار ادبی زدند.

وی افزود: در ادب عرب، حسان بن ثابت اولین شاعری است که پس از شنیدن خطبه پیامبر اکرم(ص) به سرودن قصیده ای باشکوه در باره واقعه تاریخ ساز غدیر پرداخت. این شعر در کتاب سلیم بن قیس هلالی که با عنوان اسرار آل محمد (ص) به فارسی نیز ترجمه شده برای اولین بار به ثبت رسیده و علامه عبدالحسین امینی نیز غدیریه باصلابت حسان را در کتاب شریف الغدیر آورده است.

دوره شکوفایی شعر ولایی
این منتقد ادبی گفت: پیشینه شعر علوی و غدیریه‌سرایی در ادبیات فارسی به زمان رودکی یعنی سده سوم و چهارم قمری برمی‌گردد. شاعران مسلمان فارسی‌زبان از زمان تولد شعر فارسی تا امروز، زبان به مدح مولای متقیان حضرت علی (ع) گشوده و اشعار فاخر و مانایی را خلق کرده‌اند. معروفی بلخی شاعر دوره سامانی، با اشاره به مصرع کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی از رودکی، او را از مُحبان اهل‌بیت معرفی می‌کند و می‌گوید از رودکی شنیدم – استاد شاعران – «کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی»
وی به نقل از استاد محمدعلی مجاهدی از پژوهشگران بنام شعر آیینی که شعر علوی را دارای پیشینه‌ای کهن می‌داند، گفت: در تاریخ مدون و مکتوب شعر فارسی اولین کسی که شعر علوی را در حافظه تاریخی شعر فارسی به ثبت و ضبط رساند، مجدالدین کسایی‌ مروزی بود که در نیمه اول سده چهارم یعنی سال ۳۴۲ به دنیا آمد و اواخر ۳۹۲ بدرود حیات گفت. دوره زندگی کسایی دوره شکوفایی شعر ولایی بوده است. در این دوران به دلیل حاکمیت احمد بن بویه دیلمی بر بخشی از عراق و جنوب ایران، فرهنگ اصیل ولایی و شیعی در گستره حاکمیت این حاکم ایرانی‌نژاد اصیل ولایی، نشو و نمو پیدا می‌کند و کسایی اولین چهره‌ای است که در این گستره تنفس می‌کند و بدون این‌که مورد شکنجه و آزار گزمه‌های آل امیه و آل عباس قرار گیرد، اظهار اخلاص و ادب می‌کند، از غدیر یاد می‌کند و از وصایت امیرالمؤمنین(ع) سخن می‌گوید.
اسماعیلی گفت: این شعر گواه صادقی بر این ادعاست مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر، بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار، آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد، جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟
وی ادامه داد: اشاره کسایی در غدیریه مورد اشاره به آیات مودّت قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیٰ، آیه ۲۳ سوره شوری و آیه اصحاب الیمین همچنین آیه مباهله «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ آیه ۶۱ سوره آل عمران است که در آنها بر کرامات و فضایل مولی الموحدین علی(ع) تاکید شده است.

اولین سراینده غدیریه در شعر فارسی
این شاعر اضافه کرد: در دیوان دقیقی طوسی از شاعران قرن چهارم نیز که به اهتمام محمدجواد شریعت توسط انتشارات اساطیر منتشر شده است، به بیت زیر بر می خوریم که در ستایش مولا علی و منزلت غدیر سروده شده است «کیوس وار بگیرد همی به چشم آلوس، بسان فرّخ شهبا امیر روز غدیر» هر چند استاد محمدرضا حکیمی در مقاله ای منوچهری دامغانی از شاعران قرن پنجم را سراینده اولین غدیریه پارسی دانسته، با استناد به بیت فوق، باید از دقیقی طوسی به عنوان سراینده اولین غدیریه پارسی نام برد.
وی افزود: علاوه بر شاعران مورد اشاره، نام حکیم ابوالقاسم فردوسی را نیز باید در شمار اولین شاعران علوی به ثبت رساند. فردوسی در ابیاتی از شاهنامه که بی‌هیچ تردیدی در شمار شاهکارهای ادب حماسی ایران و جهان است چنین زبان به مدح و منقبت پیامبر(ص ) و حضرت علی (ع ) گشوده است «چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی/ خداوند امر و خداوند نهی که من شهر علمم، علی‌ام در است/
درست این سخن گفت پیغمبر است گواهی دهم کاین سخن را ز اوست/ توگویی دو گوشم به آواز اوست اگر چشم داری به دیگر سرای/ به نزد نبی و وصی گیر جای»
اسماعیلی گفت: مثنوی معنوی مولانا نیز که آن را قرآن منظوم می‌خوانند، سرشار از مضامین قرآنی و آیات و احادیث درباره مولی‌الموحدین، امام علی (ع) است. مولانا در دفتر ششم مثنوی به روایت شاعرانه داستان غدیر می‌نشیند و در تفسیر حدیث من کنت مولاه فعلیّ مولاه می‌گوید «زین سبب پیغمبر با اجتهاد/ نام خود و آن علی مولا نهاد گفت هر کس را منم مولا و دوست/ ابن عمّ من علی مولای اوست کیست مولا آن‌که آزادت کند/ بند رقیّت ز پایت برکند»

جایگاه شعر علوی در ادبیات معاصر
این پژوهشگر ادبی گفت: شاعران معاصر، به‌خصوص نسل شاعران بعد از انقلاب با خلق آثار ادبی فاخر و مانا، نقش مؤثری در غنا بخشی به شعر علوی داشته‌اند و امروز نیز این میراث نادر و بی بدیل را با آفرینش‌ها و زایش‌های جدید، چون جان‌عزیز گرامی می‌دارند.
امروز با گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، این مولود خجسته که دوران کودکی و نوجوانی خود را با سربلندی پشت سر گذاشته و با نام «شعر و ادب آیینی» در فضای ادبیات معاصر ایران قامت برافراشته است، به‌عنوان یک ‌گونه ادبی مستقل و ارجمند، به رسمیت شناخته‌ شده و به همت شاعران مومن و دین‌باور، همچنان در مسیر باروری و بالندگی به راه خود ادامه می‌دهد.
وی افزود: از معاصران نیما یوشیج، شهریار، محمدعلی مجاهدی و علی موسوی گرمارودی در حوزه شعر علوی و غدیریه سرایی آثار قابل تاملی دارند. نیما به رغم تصور غلطی که از او در اذهان به عنوان یک شاعر غیرمذهبی نقش بسته است، به بزرگان دین به ویژه امام علی(ع) سخت عشق می‌ورزید.
مولای متقیان حضرت علی(ع) در چشم و دل نیما بهترین و کامل‌ترین الگوی زندگی بود. به عنوان نمونه نیما این شعر را در مدح و منقبت آن امام همام سروده است «گفتی ثنای شاه ولایت نکرده‌ام، بیرون ز هر ستایش و حد ثنا علی ست، چونش ثنا کنم که ثنا کرده‌ی خداست، هرچند چون غُلات نگویم «خدا» علی ست»

صدرنشین شاعران علوی
اسماعیلی گفت: محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار با علوی سروده‌های ناب و شکوهمند خود بخصوص غزل معروف «علی‌ای همای رحمت» صدرنشین شاعران علوی در روزگار ماست. در بین سروده‌هایی که شهریار به دو زبان پارسی و آذری برای امام علی(ع) سروده است، غزل همای رحمت او خاطره‌انگیزترین غزلی ست که در ذهن و زبان عوام و خواص خوش نشسته است. این غزل شگفت چنان‌که شهریار در خاطرات خود نیز گفته است، محصول کشف و شهودی عارفانه است.
وی افزود: سید علی موسوی گرمارودی نیز با سپیدسروده در سایه ‌سار نخل ولایت که به ساحت ملکوتی مولا علی تقدیم شده، نام خود را در ذهن و زبان مردم این روزگار جاودان کرده است. هر چند وی شهرت خود را بیش‌تر وامدار شعر عاشورایی خط خون است، این سپیدسروده نیز در فخامت و استواری چیزی از خط خون کم ندارد. امتیاز این سپیدسروده آن است که با ستایش ذات اقدس پروردگار آغاز می‌شود – دقیقه‌ای که متأسفانه در شعر دینی و آیینی شاعران جوان روزگار ما از آن غفلت شده است- و در ادامه با لهجه‌ای حماسی به بیان فضایل و کرامات مولی‌الموحدین می‌پردازد «خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران، که تو را آفرید… پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختم، که عمود بر زمین بایستد… پیش از تو، هیچ فرمانروا را ندیده بودم، که پای‌افزاری وصله‌دار به پا کند، و مَشکی کهنه بر دوش کشد و بردگان را برادر باشد…»

ضرورت کسب معرفت علوی در کنار محبت علی
این پژوهشگر ادبی گفت: بی هیچ اغراقی، شعر پارسی در رونمایی و پرده پرداری از سیمای معنوی و انسانی مولی الموحدین علی(ع) نقش بزرگی داشته است. چرا که مردم ما با شعر بیش از دیگر هنرها مانوس اند و قدرت تاثیرگذاری این رسانه بیش از حد تصور است.
وی افزود: اگر نگاه مان را به شعر عوض کنیم و به رسالت شعر و شاعر ایمان بیاوریم، باور این اصل که شعر هم می تواند باعث «تغییر نگرش»، «تغییر رفتار»، جریان سازی و فرهنگ سازی شود، کار دشواری نیست. ضرب المثل های فارسی گواه صادقی بر درستی این ادعاست. نقش ضرب المثل ها در اندیشه ورزی، فرهنگ سازی، اصلاح فرهنگ عمومی و تقویت هویت ملی غیر قابل انکار است. البته نه همه آنها، بلکه ضرب المثل هایی که ریشه در اصالت های فرهنگی و دینی دارند و جان مایه آنها دانایی و بینایی است.
البته در شعر دینی و آیینی روزگار ما، سیمای راستین امام علی (ع) به خوبی تبیین نشده است. این نقیصه به غفلت از معرفت دینی بر می گردد. اگر ادعای دوستی علی(ع) را داریم و می خواهیم در شمار محبان واقعی آن حضرت باشیم، باید در شعر علوی در کنار محبت، به معرفت علوی هم بپردازیم. این که علی که بود، چه کرد و چه می خواست؟ برای تحقق این مهم، سیمای راستین علی را، نه در آیینه غبار گرفته «غرض ورزی معاندان» و نه در باورهای خرافی غالی گران، بلکه در آیینه بی غبار قرآن و نهج البلاغه باید به تماشا بنشینیم. بنابر این تهی‌دست بودن شعر علوی، به خاطر دوری و مهجوری از نهج‌البلاغه است.

شعر علوی روزگار ما به ملکوت نهج البلاغه عروج نکرده
وی افزود: یکی از بزرگ ترین کاستی‌های شعر علوی، توجه‌نکردن به نهج البلاغه است که از آن می توان به عنوان برادر قرآن نام برد. کتابی که به راستی و درستی، دایرة‌المعارفی غنی از فرهنگ اسلامی و گنجینه ای ماندگار از پند و حکمت است. بی تردید، خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان امام علی، مستندترین منبع برای به تصویر کشیدن سیمای راستین آن امام همام است. ولی متاسفانه شعر علوی روزگار ما هنوز به ملکوت نهج البلاغه عروج نکرده و به درک عظمت این کتاب معنوی نرسیده است.
این منتقد ادبی اضافه کرد: از هزاران هزار شعری که پیشانی‌نوشت شعر علوی دارند، کمتر می توان نشانی قابل تامل و عمیق از نهج البلاغه گرفت در حالی که تبیین سیره عملی امام علی (ع)، بدون جرعه نوشی از زمزم نهج البلاغه، غیر ممکن است.


شعر علوی چقدر از علی فاصله دارد؟

اسماعیلی گفت: باید ازاین پس با اهتمامی جدی به بازنگری کارنامه شعرعلوی بپردازیم، تا به پاسخ این سوال که «شعر علوی چقدر از حضرت علی فاصله دارد؟» برسیم و برای شبیه شدن به علی تلاش کنیم. زیرا عاشق واقعی کسی است که در پندار و گفتار و کردار به معشوق و محبوب خویش شبیه باشد. برای تحقق این مهم، شعر علوی باید با بازگشت به نهج البلاغه و بهره گیری از گوهرهای بی بدیل این اقیانوس کرانه ناپدید، از منزل مدح و منقبت، به منزل شناخت و معرفت صعود کند. یعنی از بت گری به خدامحوری و از صورتگری به سیرتگری.
وی ادامه داد: اگر شاعر علوی می خواهد پای خود را جای پای شاعران بزرگی چون دعبل و کمیت و فرزدق بگذارد؛ از این پس به جای بازی در نقش «عاشق دلباخته»، باید نقش «عاشقِ عاقل معرفت ساخته» را بازی کند. عاشقی که «عشق»، چشم عقلش را کور نکرده، بلکه به نور معرفت بینا کرده است.
این شاعر انقلاب افزود: برای تحقق این مهم، ضرورت دارد شعر علوی به اصل خود که «قرآن» و «نهج البلاغه» است بازگردد و به صورت هنرمندانه به تبیین و تحلیل این مهم بپردازد که دوستدار واقعی علی، چه کسی است؟ براساس خطبه‌های نهج البلاغه، محب واقعی علی کسی است که همچون«عمار» و «سلمان»، آن حضرت را اسوه و الگوی زندگی خویش قرار دهد و سبک زندگی علوی و سیره عملی آن حضرت را که بر پایه توحید، یکتاپرستی و بندگی استوار است برای خود برگزیند.
وی افزود: مقام معظم رهبری نیز به عنوان عالمی دین آگاه و روشن اندیش همواره اصحاب فکر و فرهنگ را به هم نشینی و هم نفسی با نهج البلاغه و توشه برگرفتن از کلام مولا برای خلق و آفرینش ادبی فراخوانده و فرمودند «سخن امیرالمؤمنین، نهج‌البلاغه است. فصیح ترین کلام آدمی در میان عرب. نهج البلاغه، اوج هنر و اوج زیبایی است. زیبایی لفظ و زیبایی معناست. انسان مبهوت می‌ماند! هیچ شاعر بزرگ عرب، هیچ نویسنده‌ هنرمند عرب، نتوانسته بگوید که من از مراجعه‌ به نهج‌البلاغه بی‌نیازم.» (بیانات در نمازجمعه تهران، ۱۳۷۸/۱۰/۱۰)

نهج البلاغه، مرامنامه اعتقادی شاعران
اسماعیلی اضافه کرد: جان کلام آن که نهج البلاغه باید مرامنامه اعتقادی شاعران روزگار ما باشد. شاعران آیینی باید از این دو منبع معنوی و بی‌بدیل که آیینه تمام نمای اسلام ناب محمدی (ص) اند، در تبیین و ترویج آموزه‌های اصیل دینی بهره‌های فراوان ببرند. البته منظور از بهره‌برداری، به نظم کشیدن و ترجمه تحت اللفظی آیات قرآن و خطبه‌ها و نامه‌های نهج البلاغه نیست بلکه بیشتر، راه بردن به جان و جهان و سیرت و باطن این دو منظومه الهی است. آن چنان که به در راه‌ماندگان وادی حیرت و گمراهی، صراط مستقیم توحید و رستگاری را بنمایاند و برای شب زدگان، چلچراغ هدایت و عنایت باشد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *