«شاهنامه» از نگاه اسلامی ندوشن؛ خواننده شاهنامه «طاغوتی‌ها» نبوده‌اند


21:48

محمدعلی اسلامی می‌گوید: اگر از من بپرسند کدام ایرانی است که بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد و بزرگ‌ترین آنهاست، بی‌تردید خواهم گفت: فردوسی. او همچنین معتقد است «شاهنامه» اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین کتابی است که تا کنون در زبان فارسی نوشته شده و برخلاف آنچه گاهی زمزمه شده، خواننده شاهنامه «طاغوتی‌ها» نبوده‌اند، مردم کوچه و بازار و ایلی‌ها و دهقان‌ها و همه ناآرام‌ها بوده‌اند.
به گزارش ایسنا، در صفحه‌ای مجازی به نام «دکتر اسلامی ندوشن و دکتر بیانی ( اسلامی ندوشن)» مروری بر دیدگاه‌های این نویسنده، مترجم و چهره‌ فرهنگی پیشکسوت درباره فردوسی شده است.
محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب‌های «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «داستان داستان‌ها: رستم و اسفندیار در ش‍اه‍ن‍ام‍ه»، «درباره رستم و سهراب بنیاد شاهنامه»، «ن‍امه ن‍ام‍ور: گ‍زی‍ده ش‍اه‍ن‍ام‍ه ف‍ردوس‍ی» (ان‍ت‍خ‍اب و ت‍وض‍ی‍ح) و «چ‍ه‍ار س‍خ‍ن‍گ‍وی وج‍دان ای‍ران (ف‍ردوس‍ی، م‍ول‍وی، س‍ع‍دی، ح‍اف‍ظ)» و دیگر کتاب‌ها و مقالاتش به این شاعر ایرانی پرداخته است. او در کتاب «چهار سخن‌گوی وجدان ایرانی» فردوسی‌ را به‌ عنوان‌ «سخنگوی‌ پیروزی نیکی بر بدی‌» معرفی می‌کند. همچنین در «سرو سایه‌فکن‌» رساله‌ای درباره فردوسی و شاهنامه‌ می‌گوید: «شاهنامه‌ تنها سرگذشت‌ ایران‌ و حماسه دوره‌ معینی را بازگو نمی‌کند، جوهر هستی‌ را می‌سراید… برای شاهنامه‌ ارزش‌های‌ گوناگون‌ برشمرده‌ شده‌ است‌… ولی‌ برترین‌ ارزش‌ آن‌، آن‌ است‌ که‌ در زندگی‌ انسانی‌ معنا می‌نهد. حتی‌ دشمن‌ها در آن‌ سترگ‌اند؛ چه‌، کمان‌ هستی‌ خود را به‌ نهایت‌ می‌کشند. بیانش‌ صخره‌وار است‌، به‌ بزرگی‌ طبیعت‌. وقتی‌ آن‌ را می‌خوانیم‌ یا می‌شنویم‌، سر خود را به‌ بالا نگاه‌ می‌داریم‌، برای‌ آنکه‌ باید اوج‌ را ببینیم‌. طی هزار سال‌ کتاب‌ فردوسی‌ تسلی‌بخش‌ و رهگشای‌ قوم‌ ایرانی‌ بوده‌ و هر زمان‌ که‌ زندگی بر مردم‌ سخت‌تر می‌شده‌، دلبستگی‌ به‌ آن‌ بیشتر می‌گردیده‌. کتابی است‌ که‌ عالِم‌ و عامی بر روی‌ آن‌ خم‌ شده‌ و قهوه‌خانه‌ و فرهنگ‌خانه‌، هر دو از آن‌ روشنی گرفته‌اند.»
او در جای دیگری می‌گوید: «شاهنامه‌ کتابی است‌ که‌ هر ایرانی‌ باید به‌ نوعی آن‌ را بشناسد، زیرا کتاب‌ سرنوشت‌ ایران‌ است‌… شاهنامه فردوسی‌ بیش‌ از هر کتاب‌ دیگر در زبان‌ فارسی‌ سرگذشت‌ و روح‌ مردم‌ باستانی‌ ایران‌ را در خود بازتاب‌ داده‌ است‌. بنابراین‌ می‌توانیم‌ از او گواهی‌هایی‌ بگیریم‌ که‌ ایرانی‌ چگونه‌ کسی بوده‌ است‌ و از زندگی‌ چه‌ می‌خواسته‌. مردم‌ به‌ کتابی‌ چون‌ شاهنامه‌ از دو جهت‌ نگاه‌ می‌کردند: یکی‌ سیاسی‌، یعنی وسیله بازیافت‌ شخصیت ملّی‌ خود، و دیگری‌ انسانی‌، یعنی‌ کتاب‌ حکمت‌ و عبرت‌ و دستورنامه‌ زندگی‌. شاهنامه‌ کتاب‌ واقع‌بینی‌ است‌. انسان‌ را از موضع‌ خاکی‌ خود بر نمی‌کَند. آسمان‌ جای‌ خود دارد و زمین‌ جای‌ خود. هر چه‌ هست‌ و نیست‌ باید در همین‌ زمین‌ عاید آدمی‌ گردد. جهان‌بینی شاهنامه‌، حاصل‌ یک دوران‌ دراز تجربه‌ قوم‌ ایرانی‌ است‌، در یک سرزمین‌ پرماجرا و پرکشاکش‌ و به‌ ما می‌گوید که‌ چگونه‌ باید زندگی‌ کرد. شاهنامه‌، با آنکه‌ از زمان‌های‌ دور حرف‌ می‌زند، آموزه‌هایش‌ هنوز راهگشا هستند، و می‌توان‌ گفت‌ که‌ با همه قدمت‌، تازه‌ترین‌ کتاب‌ زبان‌ فارسی‌ است‌.»
اسلامی ندوشن همچنین در کتاب «ایران را از یاد نبریم» و «ایران و تنهاییش» درباره شاهنامه می‌نویسد: برخلاف آنچه گاهی زمزمه شده است، خواننده شاهنامه «طاغوتی‌ها» نبوده‌اند، مردم کوچه و بازار و ایلی‌ها و دهقان‌ها و همه ناآرام‌ها بوده‌اند، نظیر کسانی که همین اواخر در جنوب با انگلیسی‌ها جنگیدند. در برابر تحقیر و توهین تازه‌به‌دوران‌رسیده‌های مروانی و عباسی و نخوت غلامان ترک، فردوسی به هموطنان ستم‌کشیده خود گفت: «شما آزادگان و سرفرازان بوده‌اید.» آنها را تسلی داد و گرم کرد. درخت اندیشه ایرانی زمانی به بار نهایی نشست که شاهنامه آفریده شد. همه آنچه باید گفته شود در این کتاب گفته شد. ایران که تا آن زمان بید لرزانی بود، با آمدن این کتاب تبدیل به سرو برومند همیشه سبزی گشت. با آمدن شاهنامه ایرانی خیالش راحت شد که از نو به خانه خود بازگشته است. اگر حصارهای مرزی برداشته شده بودند یک حصار فرهنگی گرد او پدید آمد «که از باد و باران نیابد گزند»، تا او بتواند در درون آن بگوید «من، من هستم». اگر زبان فارسی و شاهنامه نبودند، به حدس قوی، ما کشوری می‌شدیم نظیر مالزی یا پاکستان. ممکن است گفته شود، چه عیبی دارد و آنها برای خود زندگی می‌کنند؟ البتّه دنیا به هم نمی‌خورد، هر کشوری زندگی می‌کند. حرف بر سر داشتن یا نداشتن افق است. حرف بر سر آن است که جهان در برابر چشم چقدر گسترده باشد. در یک اتاق بی‌پنجره هم می‌شود زندگی کرد، می‌شود به آن عادت کرد، ولی در هر حال، منکر افق دلگشا و چشم‌انداز معنوی نمی‌توان شد. زمانی قدر آن دانسته می‌شود که دیگر نباشد.
او در «دیروز، امروز، فردا» می‌گوید: آنچه بیش از هرچیز در شاهنامه بر آن تکیه شده، «انسانیت انسان» است. به این معنا که او به هر قیمتی زندگی را نخواهد، بلکه برای آن ارزش قائل شود. روح شاهنامه، این است. در شاهنامه نه روحیه پهلوانی مورد ستایش است و نه برتری نژادی، به کسی باید حق داد که انسان‌تر است.
اسلامی ندوشن در «یگانگی در چندگانگی» هم درباره شاهنامه بیان می‌کند: به آسانی می‌توان تصور کرد که اگر شاهنامه پدید نیامده بود، ایران به گونه‌ای که هست نبود: مستهلک‌شده در عرب و ترک، گم‌شده در گرداب تاریخ جهان. هرگاه ایرانی می‌رفت تا بلرزد، یک دست نامرئی زیر بالش را می‌گرفت و آن دست شاهنامه بود: در دوره مغول، دوره صفویه با تهاجم عثمانی‌ها و بعد فشار استعمار غرب.
این نویسنده درباره زنان شاهنامه در «نامه‌ نامور» می‌نویسد: همه صفاتی که موجب آراستگی انسان و زن است در زنان بزرگ شاهنامه دیده می‌شود. ایثار و استحکام شخصیت و پاکی و وفاداری چنان به صورت طبیعی در آن‌هاست که گویی این خصوصیات با سرشت زن عجین‌اند. حتی زنان تُرک، دختران افراسیاب، فرنگیس و منیژه یا جریره.
او همچنین در این کتاب نوشته است: اگر به عمق شاهنامه فرو رویم، می‌بینیم که این کتاب نه حماسه شاهان است و نه جانبداری از قوم و ملت خاصی دارد؛ کتاب زندگی است که داد و خرد جانمایه آنند. داد در زندگی عملی و اجتماعی، و خرد به عنوان راهبر فرد و رهگشای اجتماع. آنچه در آن به آدمی توصیه می‌شود، نجابت و ادب و بلندنظری است و نیز آگاهی، دانایی، اعتدال، شادمانی و خلاصه همه آنچه زندگی را دلپذیر و ارزنده می‌کند.
اسلامی ندوشن در کتاب «ایران را از یاد نبریم» درباره شاهنامه آورده است: کتاب فردوسی [شاهنامه] اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین کتابی است که تا کنون در زبان فارسی نوشته شده است، آن هم به زبانی که به قول نظامی عروضی «سخن را به آسمان علّیین برد». گذشته از این، خود او در زندگی‌ای که داشته است، پارساترین سخن‌سرای ایران است، و از مجموع این جهات است که اگر از من بپرسند کدام ایرانی است که بیشترین حق را به گردن ایرانیان دارد و بزرگ‌ترین آنهاست، بی‌تردید خواهم گفت: فردوسی.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *