سالگردی برای علی حاتمی، سعدی سینما؛ او زنده است!


استرس این روزها کرنا زده، کلافه مان کرده از یکسو صفحه مجازی را که باز می کنیم ، پُر است از خبرهای ناگوار و نگران کننده ؛ تلویزیون را روشن می کنیم تا فیلمی در شبکه نمایش خانگی ببینیم، باز هم فیلم ها و سریال های نگران کننده و استرس زا !
اما با کمی مکث به آرشیو فیلم هایمان مراجعه می کنیم و یکی از آثار علی حاتمی را انتخاب می کنیم که امروز 23 مرداد ماه، سالروز تولدش هست، تولد سعدی سینمای ایران که در آثارش تلخی های زندگی را هم شیرین روایت کرده است.
و در عین حال این پرسش را در ذهن مرور می کنیم که اگر قرار باشد یکی از فیلم های علی حاتمی را در این روزگار استرس زا به تماشا بنشینیم، کدام فیلم را انتخاب می کنیم؟! به «هزادستان» فکر می کنیم یا به «سوته دلان» و «مادر» می اندیشیم، یا دلمان برای سرخوشی «حسن کچل» و نوای «دلشدگان» تنگ می شود.

اما ای کاش علی حاتمی بود و باز هم برای ما «مادر» می ساخت، تا بدانیم در سخت ترین شرایط می توان برای لحظاتی که مادر زنده است، دل خوش بود، برای مادری که اتفاقا به راحتی درباره پس از مرگ اش به فرزندانش می گوید: “سر شام گریه نکنید، غذا را به مردم زهر نکنید، استکان و نعلبکی به قدر کفایت داریم، راه نیفیتد دم در همسایه ها پی ظرف و ظروف.آبروداری کنید بچه ها!”
و حالا پس از سال ها که فیلم های علی حاتمی را دوباره می بینیم ، باز هم برای مان تازگی دارد و حال مان را خوب می کند، در عین حال که از غم های زندگی در آثارش حرف می زند اما در آثارش انرژی زندگی جریان دارد.
حتی اگر در این روزها “سوته دلان” را دوباره ببینم و دیالوگ ماندگارش را زمزمه کنیم که “همه عمر دیر رسیدیم”؛ قدر لحظات بودن، کنار عزیزانمان را بیشتر می دانیم تا بعدها افسوس نخوریم که “همه عمر دیر رسیدیم”.
در این روزگار سخت، رجوع دوباره مان به فیلم های علی حاتمی به ما یاد می دهد که زندگی در کنار همه سختی ها لحظات شیرینی هم دارد و قدر لحظات زندگی مان را تا زمانی که هستیم، باید بدانیم.
به گزارش ایسنا، آن طور که عباس بهارلو ( غلام حیدری ) نوشته است: “علی حاتمی در خیابان شاهپور تهران، کوچه اردیبهشت متولد می شود؛ همان محله ای که رضا خوشنویس «هزاردستان» در زیر سه پایه و داغ به عنوان نشانی محل سکونتش به مستنطق شش انگشتی بروز می دهد.

یکی از آرزوهای حاتمی همواره این بوده است که خاطرات خودش را از آن محله در داستانی بلند نقل کند،و او خود را آدم بخت یاری می داند که می تواند دایم به دوره شورانگیز سکونت در آن محله بیندیشد و ظاهرا این سفر ذهنی باعث شده است که او نقطه چین های گم شده ذهنش را پیدا کند؛ از جمله بازی های دوره کودکی و اسم بچه های محله شان را.
مادرش خانه دار بود و پدرش سمت مهم صفحه آرا در یک چاپ خانه را داشت. دومین فرزند ذکور خانواده اش بود. تابستان با تعطیل شدن درس و مشق نزد پدرش در چاپخانه می رفت و در حیرت دقت و ظرافت پدر در کار صفحه بندی فرو می رفت که چگونه صفحه ها را با کلیشه های ستاره و گل دسته و گل و بوته و بلیل تزیین می کرد؛ یعنی در حقیقت با شگردهای محدود اما پیچیده صفحه ها را به هم می پیوست یا از هم جدا می کرد و این پیوستن و یا گسستن گاه در محدوده یک صفحه چند بار لازم می امد.
حاتمی می گوید از همان جا، در محل کار پدر،در فضایی آغشته به ذرات سرب و در لابلای گارسه و صدای ماشین ملخی با رمز حروف آشنا می شود و به تدریج کلام برایش اهمیت پیدا می کند. ابتدا با حروف سربی زیر دست پدر کلمه هایی می سازد و گاهی هم این کلمه ها را سرهم می کند که می شود،چند جمله من در آوردی،یعنی نوعی بدیهه و بدعت که ذهن کودکانه او را به خلجان وا می دارد.»
این جملات بخشی از نوشتار عباس بهارلو مورخ سینما درباره علی حاتمی بود، در کتابی با عنوان “معرفی و نقد فیلم های علی حاتمی” که در این روزگار خانه نشینی ،خواندنش خالی از لطف نیست.
اما به بهانه سالروز درگذشت علی حاتمی، ما این کتاب را ورق زدیم و بخشی از آن را در بالا منتشر کردیم.
و در پایان یادی می کنیم از آخرین جملاتی که علی حاتمی نوشت:« حالا مثل این که از این سینما هم باید بروم و یا به قول دیالوگ فیلم‌هایم طعمه دام و صید صیاد شدم و یا می‌شوم و شاید این پایان عشق است و یا آغاز راه و اگر مرگی هست هیچگاه چیز ترسناکی نیست.»
این کارگردان هنگامی که در جریان ساختن آخرین فیلم ناتمامش «جهان پهلوان تختی» در بستر بیماری افتاده بود، این سخنان را مطرح کرد.
بیش از ۵۰ دقیقه از آن فیلم توسط علی حاتمی ساخته شده بود و گفته می شود، فیلمهای گرفته شده همچنان توسط مرتضی شایسته تهیه‌کننده آن، نگهداری می‌شود.
زنده‌یاد علی حاتمی علاوه بر فیلم‌نامه‌ «جهان پهلوان تختی»، فیلم‌نامه‌های «ملکه‌های برفی» که درباره‌ی زندگی شاه ایران به روایت سه همسرش است و فیلمنامه پیامبر اعظم (ص) را نیز داشت که فرصتی پیدا نشد، آنها را بسازد.
علی حاتمی با نام کامل عباسعلی حاتمی متولد ۱۳۲۳ تهران است.
او در اواخر دوره‌ی متوسطه به اداره‌ی هنرهای دراماتیک رفت و کلاسهای نمایشنامه نویسی را گذراند و بعد از مدتی از دانشکده هنرهای دراماتیک فارغ‌التحصیل شد کار هنری را از سال اول تحصیل در دانشگاه با نمایش «دیب» آغاز کرد.از دیگر نمایش‌های وی می‌توان به «خاتون خورشید» «باف»، «آدم» و «حوا»، «حسن کچل» و «چهل گیس» اشاره کرد.
حاتمی سپس به کار ساخت فیلمهای تبلیغاتی مشغول شد بعدها شروع به همکاری با تلویزیون کرد و اولین کار مهمش در آنجا در مجموعه تلویزیونی «جنگل» ۱۳۴۷ به عنوان نویسنده و بازیگر بود. فعالیت در سینما را از سال ۱۳۴۹ به عنوان نویسنده و کارگردان با فیلم «حسن کچل» آغاز کرد.
علی حاتمی در ۱۴ آذرماه سال ۱۳۷۵ پس از یک بیماری طولانی درگذشت.
از آثار سینمایی زنده‌یاد حاتمی می‌توان از «طوقی» ۱۳۴۹ «باباشمل» ۱۳۵۰ «قلندر» ۱۳۵۱ «سوته دلان» ۱۳۵۶ «حاجی واشنگتن» ۱۳۶۱ «کمال‌الملک» ۱۳۶۳ «مادر» ۱۳۶۸ «دلشدگان» ۱۳۷۰ نام برد.
همچنین امروز به مناسبت سالروز تولدش موزه سینما نیز فیلمی را منتشر کرده است که در ادامه قابل مشاهده است.
در بخشی از این فیلم حسین علیزاده هنرمند برجسته عرصه موسیقی درباره تجربه همکاری با علی حاتمی گفته است:هر روز فیلمبرداری و کار همه اش زندگی بود. و انگار قرار نبود، کاری تمام شود و زندگی ادامه داشت. همین حالا هم، وقتی به علی حاتمی فکر می کنم ، ادامه دارد و واقعا زنده است. هرکسی هم درباره او حرف می زند،حس خوشحالی به او دست می دهد.

بخشی از سکانس سریال «هزاردستان» را در نشانی زیر ببینید:
https://www.instagram.com/tv/CSjf8-JnHVz/?utm_medium=copy_link

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *