روایتی خیال انگیز از زندگی غم انگیز دختر دکتر مصدق


12:47

داستان خدیجه مصدق برای بسیاری کسان جذاب است. چه آنان که به دنبال سرک کشیدن در سایه روشن تاریخ هستند و چه کسانی که زندگی نامه اشخاص مشهور را دنبال می کنند و چه آنان که به مقوله جنون علاقه مندند.

به گزارش ایسنا، زندگی خدیجه مصدق، بیش از دیگر فرزندان دکتر محمد مصدق مورد توجه قرار گرفته است و تنها دلیل این توجه، ماجرای غمبار او و ظلمی است که بر این زن رفته تا جایی که از  او به عنوان آخرین قربانی رضا خان یاد می شود.

این زندگی دردناک برای نمایشنامه نویسی مانند نغمه ثمینی هم جذابیت‌های خاص خود را دارد، نویسنده‌ای که همواره نگاهی به تاریخ داشته است.

نغمه ثمینی و شیوا مسعودی، نمایش نامه نویس و کارگردانی که پیش از این هم همکاری های موفقیت آمیزی در نمایش های ” اینجا کجاست” و ” زبان تمشکهای وحشی” داشته‌اند، مدت هاست که درباره همکاری تازه شان مشغول گفتگو و برنامه ریزی هستند.

نمایش تازه آنان ” دیو جغرافی” نام دارد که داستان آن، قصه پر غصه خدیجه مصدق است. دختری که در کودکی شاهد تصویری هولناک از روانه کردن پدرش به زندان شد. این تصویر در آن ظهر تابستانی شمیران آنچنان بر او اثرگذار بود که دخترک دچار جنون شد و پنجاه سال از عمرش را در آسایشگاه بیماران روانی در سوئیس گذراند تا اینکه دهه نود درگذشت.

شیوا مسعودی درباره اجرای این نمایش به ایسنا می گوید: مدتی طولانی است که همراه خانم ثمینی به اجرای این نمایش فکر می‌کنیم ولی کرونا، برنامه ما را به تاخیر انداخت تا اینکه چندی پیش با تماشاخانه ایرانشهر قول و قرار اجرای این نمایش را در پاییز سال آینده گذاشتیم و خیلی آرام کارها را پیش می بریم.

او ادامه می دهد: داستان نمایش ما درباره خدیجه مصدق است که البته زندگی دردناک او خیلی خیال انگیز روایت خواهد شد. این نمایش رگه های تاریخی هم دارد اما اثری مستندگونه نیست بلکه بسیار فانتزی و خیال انگیز است.

مسعودی با بیان اینکه هنوز فرصت زیادی تا اجرای این نمایش باقی مانده، می‌افزاید: امیدوارم این زمان طولانی سبب ارتقای کیفی کار بشود، چراکه این متن مانند همه نمایشنامه های خانم ثمینی، متن درخشانی است و همه تلاش مان را به کار می گیریم تا ما هم اجرایی درخور داشته باشیم.
این کارگردان که پیش از این اجرای موفقی از نمایشنامه دیگر ثمینی با عنوان” زبان تمشکهای وحشی” روی صحنه برده است، ادامه می دهد: امیدوارم شرایط اقتصادی اجازه بدهد که برای اجرای این نمایش هم از  مدیای خاصی استفاده کنیم که سبب می شود کار خیال انگیزتر شود ، چراکه این نمایش نیازمند فضای بسیار خاصی است.

مسعودی که مشغول رایزنی با بازیگران مورد نظرش برای اجرای این نمایش است، عنوان می کند که این اثر نمایشی آبان سال آینده در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت و امیدوار است تا ان زمان شرایط عمومی و در ادامه ان وضعیت اجرای تئاتر هم بهتر شود.

دکتر غلامحسین مصدق، برادر خدیجه، در بخشی از خاطراتش گفته است: “روزی آمدند و اتومبیل ما را به زور گرفتند با شوفر خودشان و پدر من را انداختند توی اتومبیل و همان روزی بود که خواهر من، خواهر کوچک من، می‌رفتند که غذا ببرند برای پدرم که در شهربانی بود. دید که پدر مرا لوله کرده‌اند و او نمی‌خواست برود، به زور طناب پیچش کردند و انداختند توی اتومبیل و او را بردند. خواهر من دیوانه شد. هنوز هم در سوییس است. یک شوک شدید روحی به خواهر من دست داد.”

 

روایتی خیال انگیز از زندگی غم انگیز دختر دکتر مصدق

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *