رمان «یکی میان زندگی ما راه می‌رود» روایتی از تاریک‌ترین و بدنام‌ترین گروهک سیاسی


9:27

نویسنده کتاب «یکی میان زندگی ما راه می‌رود» گفت: هرآنچه از فعالیت‌های مجاهدین خلق از سال ۴۰ تا امروز ثبت شده، از خاطرات توابین، ویژه‌نامه‌ها، مصاحبه‌ها، تصاویر باقی‌مانده از پادگان اشرف و مستندهایی که ساخته شده است، برای فضاسازی در مسیر خلق این داستان رصد شدند.

به گزارش ایرنا کتاب یکی میان زندگی ما راه می‌رود نوشته سمیه عالمی که به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است با سه داستان موازی به حوادث جمعه خونین مکه، مناسبات سازمان مجاهدین خلق، صهیونیسم و تفکرات حاکم بر آن و جنگ ایران و عراق می‌پردازد.

در حقیقت این کتاب سه روایت موازی از سه زن با نام‌های مارتا، ریحان و شیرین در موقعیت‌های مختلف است که داستان خودشان را روایت می‌کنند و در جایی از این قصه تلاقی اتفاق می‌افتد.

این‌که نویسنده چطور این داستان‌های به ظاهر نامربوط را بهم پیوند می‌زند از جذابیت‌های رمان یکی میان زندگی ما راه می‌رود است.

عالمی پیشتر در مورد زمینه شکل گیری نوشتار این کتاب و اهمیت جنگ ایران و عراق بیان کرده بود: مادرم در قضایای مرداد سال ۶۶ در مکه دچار آسیب شد و سه روز مفقود بود. این دغدغه از کودکی با من بود تا مطالب دیگری چون اهمیت جنگ به آن اضافه شد. در واقع منبع اصلی نگارش رمان، خاطرات شفاهی مادرم بود که در آن حادثه حضور داشت… جنگ و اثرات آن همواره مساله مهمی ‌بوده و است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت تا جایی که هنوز راجع به جنگ‌های جهانی در حوزه ادبیات، آثار قابل توجهی تولید می‌شود… در یکی از قصه‌های رمانم به روزهایی پرداختم که مردم ایران پنجه در پنجه‌ جنگ داشتند؛ چه بسیار افرادی که مثل برادران ریحان به دلایلی از حضور در صحنه جنگ سر باز زدند و چه بسیار کسانی همچون همسر ریحان که تا آخرین لحظه پای اعتقادشان ماندند.

آنچه در ادامه می‌آید گفت وگو با سمیه عالمی درباره این اثر و این موضوع است که چرا این سه قصه در کنار هم نشستند.

کمی درباره رمان «یکی میان زندگی ما راه می‌رود» توضیح دهید. موضوع رمان چیست؟

این اثر رمانی است بر اساس اتفاقات تاریخ معاصر ایران. من بخشی از اتفاقات دهه شصت ایران را که بعدها اتفاقا محل بحث‌های زیادی شد، انتخاب و سعی کردم پرده‌ اصلی تاریخ را بزنم کنار و آدم‌های پس این اتفاقات و التهابات را روایت کنم. در واقع آدم‌های معمولی که زندگی‌ و احساساتشان با آن ماجراهای جدی درگیر شد اما خوب هیچ‌وقت در کتاب‌های تاریخ نوشته نمی‌شوند.

درباره درونمایه رمان و جهان‌بینی خودتان در این اثر بگویید.

درونمایه را که منتظرم مخاطب کشف کند و شاید اگر درباره‌اش حرف بزنیم حظ مخاطب را از او بگیریم اما کوتاه اشاره می‌کنم که در داستان سرزمین برایم اهمیت داشت؛ سهم زنان در روزهای بحرانی آن سال‌ها و حرف زدن درباره‌ یک شر، بدون اینکه ما بدانیم در زندگی ما راه می‌رود و اسباب رنج ما می‌شود و دقیق‌تر مواجهه زنان به عنوانی نیمی از اعضای این سرزمین با این رنج و شَر.

این رمان سه داستان موازی دارد. درباره این سه داستان مجزا توضیح می‌دهید و اینکه چرا و چطور این سه ماجرا به‌ هم متصل می‌شوند؟

بله. سه داستان موازی است؛ درست مثل زندگی واقعی که داستان ما موازی داستان کسانی هم‌عصر ماست و ممکن است روزی تاریخ و بحران‌هایی ما را مقابل هم یا در تقاطع هم قرار دهد.

راستش من یک مسئله شخصی داشتم که می‌خواستم تبدیل به ادبیاتش کنم. باید سراغ تاریخ می‌رفتم و لایه‌های دیگر مسئله را هم جست‌وجو می‌کردم. دیدم آنچه به نظر من مسئله شخصی است، یک بزنگاه تاریخی است از همپوشانی چند مسئله‌ مذهبی و سیاسی که همه را درگیر کرده البته هرکس را به شکلی. خلاصه شد این قصه‌هایی که ظاهرا موازی‌اند اما بعد یکی می‌شوند و از تعدد قصه‌ها می‌رسیم به رنج‌هایی با آبشخور واحد.

شخصیت‌های اصلی قصه‌ها زنان هستند. ماجراها را از دید زنان و دنیای زنانه روایت کردید یا چون نویسنده زن است و نوشتن از زبان زنان برای شما راحت‌تر است، زنان روایت‌گرند؟

زن هستند چون تعمد داشتم این بار یک قصه‌ کاملا انسانی را زن‌ها روایت کنند.

مطالعه خاصی برای نوشتن داشتید و اگر بله در چه حوزه هایی خواندید؟

بله. بخش پژوهشی این کار وقت زیادی از من برد. تمام آنچه مصاحبه و سند در مورد حادثه ۹ مرداد موجود بود، چه در منابع ایرانی و چه غیرایرانی، بررسی شدند.

هرآنچه از فعالیت‌های مجاهدین از سال ۴۰ تا امروز ثبت شده است، از خاطرات توابین، ویژه‌نامه‌ها، مصاحبه‌ها، تصاویر باقی مانده از پادگان اشرف و مستندهایی که ساخته شده برای فضاسازی کار و استفاده‌ در مسیر خلق این داستان رصد شدند. همین‌طور عوامل برون‌مرزی و تحرکات منطقه و شرایط سیاسی جهان در بازه زمانی رمان بررسی شدند.

با توجه به اینکه مدتی از چاپ رمان می‌گذرد از بازخورد مخاطبان بگویید.

شکر خدا بازخوردهای خوبی گرفتم. خوشحالم که هم مخاطب حرفه‌ای ادبیات و منتقدین کار را دوست داشتند و هم مخاطب عام. البته زبان و نثر کتاب به جهت تاریخی بودن کار، کمی سخت‌تر از کارهای معمول است و از من زیاد پرسیده شده چرا این قصه را با نثر و زبان ساده‌تری ننوشتم تا مخاطب بیشتری داشته باشد. فکر می‌کنم این رمان، چنین نثر و فرم تقویمی را می‌طلبید. باید بگویم که نویسنده به اقتضای شرایط داستان، ساختار مناسب را برای روایت قصه انتخاب می‌کند.

رمان یکی میان زندگی ما راه می‌رود نوشته سمیه عالمی در شمارگان هزار و ۲۵۰ نسخه و در ۳۷۶ صفحه به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *