دیرهنگام برای تقوایی؛ آن که گفت آری، آن که گفت نه!


بانی‌فیلم – مسعود داودی: پیشینه فرهنگی و کارنامه هنری ناصر تقوایی، این مجال را می‌دهد تا فعالیت این سینماگر قدیمی را در چشم‌اندازی گسترده، از ادبیات گرفته تا فیلم و سینما نظاره‌ کنیم…
پیشینه تقوایی در نوشتن و به اصطلاح دست به قلم بودن او، فاصله‌ای زیاد میان فهم فرهنگی‌اش با برخی فیلمسازان مدعی روشنفکری ایجاد می‌کند.
مورد عجیب برای ناصر تقوایی این است که او هم مانند دیگر سینماگر هم‌نسل‌اش، بهرام بیضایی، با فیلم‌ نساختن‌ هم کارگردان مهمی‌ست!
کارگردان «ناخدا خورشید» پیش از انقلاب سه فیلم سینمایی ساخت و یک سریال تلویزیونی؛ کارنامه‌ای کم‌شمار که در مقایسه با کارگردانان هم‌نسل‌ خود، می‌توان او را فیلمسازی کم‌کار نامید!
«ناخدا خورشید»، «ای ایران» و «کاغذ بی‌خط» هم سه فیلم تقوایی پس از انقلاب است که با این سه فیلم هم کارنامه‌اش پرتعداد نشد اما کیفیت این سه اثر توانست کفه هنری سینمای ایران را سنگین‌تر و پر بارتر کند!
اگر پروژه‌های فیلمسازی نیمه‌کاره «چای تلخ» و «زنگی‌ و رومی» و همینطور پروژه سفارشی «قصه‌های کیش»به متولی‌گری کارگردان خارج‌نشین را مانند کندن چاه در مسیر فیلمسازی تقوایی بدانیم، آنگاه بیشتر متوجه این‌ نکته خواهیم شد که چرا کارنامه فیلمسازی پس از انقلاب کارگردان «کاغذ بی‌خط» تا این اندازه کم‌شمار و اندک است!
در روزهای گذشته شنیدن خبر ناخوشی ناصر تقوایی در وانفسای این روزگار تلخ و دوران نظاره مرگ تدریجی سینما، در کنار بی‌مبالاتی مدیران بهارستان‌نشین، غم مضاعفی را بر دوش دوستداران سینما گذاشته است؛ اینکه از زمان ساخت آخرین فیلم تقوایی نزدیک به بیست سال می‌گذرد و در این مدت نبوغ ذاتی این کارگردان یا صرف نگارش نوشته‌های بی‌سرانجام شده یا وقتش را به ناچار و از سر اجبار در کلاس تدریس سینما در موسسات فیلمسازی گذرانده؛ موضوعی‌ست آزاردهنده و تاسف‌برانگیز .
دیدگاه و رویه مخالف ناصر تقوایی با سیاست‌های حذفی محمد بهشتی در فارابی و فخرالدین انوار در معاونت سینمایی بارها و بارها نقل قول شده و در رسانه‌ها منتشر و تکرار گردیده؛ رویه‌ای که در برابر فعالیت فیلمسازی تقوایی دیواری بلند کشید.
در همراهی و هم‌سویی با تقوایی و ایستادن و پایداری بر اصول و دیدگاه‌ها، در برابر «اوامر» و «فرموده»های مدیران پیشین، شاید تنها بهرام بیضایی را بتوان یافت که سر فرود نیاورد و مجیزگو نشد.
بیضایی به شکلی دیگر در اعتراض به مدیریت‌های وقت، در برابر سیاست‌های نادرست مهندسانی ایستاد که در تلاشی عجیب، شیپور سینما را از سر گشادش می‌زدند و برای جا انداختن ایده‌های حذفی‌شان، تلاش فراوانی می‌کردند تا شاید بتوانند سینما را هم مهندسی کنند.
بدیهی بود که مخالفت‌های این دو فیلمساز، برایشان تاوان‌هایی را هم به همراه داشته باشد؛ خانه‌نشینی تقوایی و مهاجرت بیضایی!
تقوایی در کنار فیلمسازی‌اش برای سینما، مستندهای تاثیرگذار و فیلم‌های کوتاه مهمی را نیز ساخته است که نشان از استعداد این فیلمساز آبادانی دارد.
ناصر تقوایی برخلاف خیلی‌ها از جمله برخی هم‌نسلانش، رویه مرسوم حاکم بر سینما را نپسندید و در برابر شیوه‌های نادرست مدیران «آزمون و خطا» ایستاد تا ثابت کند سینمای دستوری به ورطه فنا می‌رود.
او نخواست به هر قیمتی برای خود «آرامشی» در «حضور دیگران» دست‌وپا کند و مانند دیگران هر سال فیلمش را بسازد و اداهای روشنفکرانه درآورد!
ناصر تقوایی مصداق کامل فیلمسازی‌ است که با صدایی بلند و بدون هیچ مصلحت‌اندیشی گفت: «نه»…!

نماشای ویدیو در اینستاگرام
https://www.instagram.com/tv/CRhIZtInPsK/?utm_source=ig_web_copy_link

نماشای ویدیو در آپارات

https://aparat.com/v/2YD4n

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *