1400-08-03 1:29 ب.ظ

بانی‌فیلم: فرزاد موتمن در یادداشتی ضمن اشاره به مسئله به قتل رسیدن هـالينا هـوچينز مدیر فیلمبرداری «زنگار» و رعایت نشدن اصول ایمنی در این فیلم، از خشونت افراطی در فیلم‌های سینمایی انتقاد کرد.


موتمن نوشت:
ظاهـراً “مسئول اسلحه” كه زن بيست و چهـار ساله‌اي‌ست كه اين دومين فيلم او بوده، سه اسلحه براى صحنه تدارك ديده بوده (از يك كاراگاه خصوصى امانت گرفته شده بودند)، وقتى دستيار كارگردان يكى از آنهـا را به دست الك بالدوين مي‌دهـد، مي‌گويد :”سرده” (اصطلاحاً يعنى اسلحه امن است) اما وقتى بالدوين شليك ميكند، هـالينا هـوچينز ، فيلمبردار فيلم از ناحيه سينه زخمى شده و سپس جان مي‌سپارد . كارگردان فيلم هـم كه پشت سر فيلمبردار ايستاده بوده زخمى مي‌شود. اما اين هـمه ماجرا نيست.
اين پروژه وسترن، يك فيلم “رده ب” است كه از ابتداى فيلمبردارى دچار بحران مالى بوده و چند ساعت پيش از اين حادثه هـفت نفر از عوامل در اعتراض به ناديده گرفتن ايمنى گروه، رعايت نشدن پروتكل‌هـاى بهـداشتى و پرداخت نشدن هـزينه هـتل، پروژه را ترك كرده بودند و هـالينا هـوچينز هـم تهـديد به ترك پروژه كرده بوده، به اين ترتيب مي‌توان حدس زد كه پروژه اساساً بحرانى بوده است. هـم اكنون اغلب بحث‌هـا درباره اينست كه آيا بالدوين كه تهـيه‌كننده كار هـم هـست با اتهـاماتى مواجه خواهـد شد يا خير و اتحاديه‌هـاى مختلف صنعت فيلم امريكا خواهـان دستورالعمل‌هـاى جدى و تازه اى براى حفظ امنيت جانى اعضاى خود شده اند.(از جمله عدم استفاده از سلاح‌هـاى واقعى سر صحنه فيلمبردارى)، اما طبق معمول آنچه كه اساسى‌تر و مهـم‌تر است ، اصلاً عنوان نمي‌شود. واقعيت اين‌ است كه از سال ١٩٦٢ كه كوروساوا در صحنه فينال فيلم “سانجرو” ، فواره خون راه انداخت‌، ساز و كار و شكل اجرائى و محصول نهـائى صحنه‌هـاى خشن به شكلى راديكال دگرگون شد. كاپولا در مصاحبه‌اى اعتراف مي‌كند كه خشونت گرافيكى “پدرخوانده”‌هـا را تحت تأثير كوروساوا ساخته است.
خشونت اپرائى اين فيلم قوانين سانسور را معتدل كرد و در فيلم‌هـاى مهـم ديگرى از جمله “راننده تاكسى” (اسكورسزى)، “صورت زخمى”(دپالما) و “باشگاه مشت زنى”(فينچر) تكرار شد‌، مرزهـا جا به جا شدند ‌و در پاره‌اى از فيلمهـا اجرائى واقع‌گرا پيدا كردند‌، مثلاً در فيلم “برگشت ناپذير”(نوئه). با گذشت نزديك به شصت سال از استفاده از خشونت گرافيكى واقعگرا و گاه غلو آميز‌، شايد ديگر وقت آن رسيده باشد كه صنعت سينما به يك سئوال ابتدائى پاسخ بدهـد: آيا اين هـمه خونريزى ، به نفع سينما بوده ؟ يا در تمام اين سالهـا خشونت گرافيكى واقع نما خودش را بر ذات و جوهـره اصلى سينما تحميل كرده است!

 

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *